The Prophet s.a.w. taught us to take care of our health and well-being. Despite putting in our best efforts to live healthily and avoid illnesses, we may fall sick at times for several reasons, including the weather, allergies and many more.
Miracles of Jesus
It is tough being ill but Prophet Muhammad s.a.w. has reassured us that Allah will expiate some of the sins of a sick person. Abu Sa’eed al-Khudri and Abu Hurayrah r.a. reported that the Prophet s.a.w. said:
No tiredness, exhaustion, worry, grief, distress or harm befalls a believer in this world, not even a thorn that pricks him, but Allah expiates some of his sins thereby. (Sahih Al-Bukhari)
Prevention is better than cure. However, when we do fall sick, we need to find the best cure. The Prophet s.a.w. said:
Allah has sent down the disease and the cure and has made for every disease the cure.
The effect of a patient's environment and aesthetic surroundings and the spiritual component of healing cannot be ignored...
The most important medical signs are called vital signs, and includeyour heart rate(pulse), breathing rate,temperature, and blood pressure. Doctors observe these signs to diagnose various medical problems.A disease is a particular abnormal condition that negatively affects the structure or function of all or part of an organism, and that is not due to any immediate external injury.
Diseases are often known to be medical conditions that are associated with specific signs and symptoms. A disease may be caused by external factors such as pathogens or by internal dysfunctions. For example, internal dysfunctions of the immune system can produce a variety of different diseases, including various forms of immunodeficiency, hypersensitivity, allergies and autoimmune disorders.In humans, disease is often used more broadly to refer to any condition that causes pain, dysfunction, distress, social problems, or death to the person afflicted, or similar problems for those in contact with the person. In this broader sense, it sometimes includes injuries, disabilities, disorders, syndromes, infections, isolated symptoms, deviant behaviors, and atypical variations of structure and function, while in other contexts and for other purposes these may be considered distinguishable categories. Diseases can affect people not only physically, but also mentally, as contracting and living with a disease can alter the affected person's perspective on life.Death due to disease is called death by natural causes.
بیماری و مریضی برای همه انسانها پیش می آید و برای هر کدام از مریضیها هم راه درمانی وجود دارد اما برخی بیماریهاست که یا راه درمانی ندارد و صعب العلاج هستند، یا با وجود داشتن راه درمان سختی زیادی را به فرد بیمار وارد می کند. یکی از راه های بهبود بیماری ها توکل به خدا و خواندن دعای شفای مریض است که در آیات و روایات آمده است.
دعای شفای مریض در آیات قرآن
سوره حمد، نسخه درمان همه دردهای جسمی و روحی است. وقتی انسان «العیاذ بالله» بیمار شد، راحتترین و کمهزینهترین درمان، خواندن سوره حمد است.«صادق آل عبا» فرمودند: «چنانچه بر مرده ای ۷۰ بار سوره حمد خواندید و زنده شد، تعجب نکنید.» (اصول کافى)
HOW SURAH AL FATIHA CAN HEAL YOUR SOUL
The disease of the heart occurs due to two basic matters:
The corruption of knowledge
The corruption of intent.
These in turn lead to two fatal illnesses: misguidance and anger. Misguidance being the end result of the corruption of knowledge and anger being the end result of the corruption of intent. These two illnesses are the lords of all the diseases of the heart.
When one asks for guidance to the Straight Path then he is asking for that which will cure the disease of misguidance. This is why this Surah has been made obligatory upon every servant in every prayer.
Actualising the verse, “You Alone we worship and You Alone we ask for help” serves as a cure for the corruption of intent. This is because the intent is linked to the objectives and means of attaining them.
Therefore this cure is composed of six matters:
Worshipping Allah Alone
By performing what He commanded and legislated
Not by following ones own desires
Neither by following the mere opinions of people
By asking Allah for His Help to enact this
And not relying on oneself
Furthermore the heart is beset with two dangerous and destructive diseases and this verse serves as a cure for them.
ایشان فرمودند: سوره «حمد» سورهای است که ابتدای آن «حمد» خدا و وسط آن «اخلاص» و آخر آن، دعا است.
از سلمة بن محمد نقل است که گفت: از امام صادق علیهالسلام شنیدم که فرمودند: کسی که سوره حمد، او را شفا نبخشد، چیزی او را شفا نمیبخشد. (خواص القرآن، ص ۴۸)
پیامبر گرامی اسلام صلیالله علیه و آله و سلم فرمودند: سوره حمد بر هیچ دردی خوانده نشد، مگر اینکه آرام گیرد. (قرآندرمانی روحی و جسمی، ص ۶۲)
امیرالمؤمنین امام علی علیهالسلام فرمودند: از پیغمبر خدا صلیالله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمودند: به تحقیق، خدای متعال به من گفت: ای محمد به تو هفت آیه از مثانی و قرآن عظیم دادهایم. پس فاتحهالکتاب را جدا کرد و بر من منت گذاشت، آن را در برابر قرآن عظیم قرار داد.»
هفت آیه شفابخش قرآن که قرائت آنها برای شفای بیماران توصیه شده به شرح زیر است:
آیه ۲۵۵ سوره بقره:أللهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظيمُ
دعای شفای مریض از پیامبر (ص)
در زبده الدعوات روایت کرده است که رسول خدا (ص) به خانه حضرت فاطمه (س) آمد. امام حسن را بیمار یافت و این منظره بر آن حضرت خیلی گران آمد. جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمد تعلیم کنم تو را دعایی که با آن فرزندت از ناخوشی خلاص گردد، پس خواند:
«اللهم لا اله الا انت العلی العظیم ذو السلطان القدیم و المن العظیم و الوجه الکریم لا اله الا انت العلی العظیم ولی الکلمات التامات و الدعوات المستجابات خل ما اصبح»
پس حضرت این دعا را خواند و دست خود را بر پیشانی امام حسن (ع) گذاشت و شفا یافت.
?Why doesn't God heal everyone
دعای شفای مریض از امام صادق (ع)
امام صادق (ع) فرمود: هر گاه در کنار مریضی بودی، دست خود را بر سر مریض بگذار و این دعای شفای مریض را بخوان:
? Why Does Allah Allow Suffering and Evil in the World
در سال ۱۳۶۵ هجری شمسی، در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س)، آیت الله بهجت برای شفای دخترم این دعا را به بنده آموختند:
«اللَّهُمَّ اشْفِها بِشِفَائِکَ وَ دَاوِها بِدَوَائِکَ وَ عَافِها بِعَافیَتِک» را سه بار تکرار می کنید و سپس می گویید: «بالامام الکاظم (ع) فَإِنِّها أمتک وَ بِنتُ عَبْدِکَ»
دعای شفای مریض در کتب دینی
این دعای شفای مریض برای شفا یافتن از بیماری می باشد و هر کس بیمار است باید این آیه زیر را در زمان بیماری یکسره بخواند: «بسم الله الرحمن الرحیم یا هو یا من هو یا من لیس الا هو صل علی محمد و آل محمد» در جواهر القرآن آمده است هر که بیمار باشد و این دعا را در آن بیماری چهل مرتبه بخواند، به امید خدا شفا پیدا کند: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من ظالمین» اگر در آن مریضی بمبرد ثواب شهدا را دریابد و اگر صحت یابد گناهان وی آمرزیده گردد. چون بر سر مریضی هفت مرتبه دعای زیر خوانده شود اگر اجلش نرسیده باشد به زودی شفا یابد و دعا این است: «اَسئَلُ اللهَ الْعَظیم رَبّ الْعَرشِ الْعَظیم اَنْ یَشْفیکَ» مرویست که برای رفع تمامی امراض این دعا را بر آنها بخوان: «یاٰ مُنْزِلَ الشَّفآءِ و مُذْهِبَ الدّآءَ صَلّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ و اٰلِهِ و اَنْزِلْ علی و جمعی الشَفآءَ» شیخ کفعمى در کتاب «مصباح» فرموده: هرگاه در تو مرضى باشد، به موضع سجده خود دست بکش و آن را پس از نماز واجب هفت مرتبه بر آن موضع بمال و بگو این دعا را: «یَا مَنْ کَبَسَ الْأَرْضَ عَلَى الْمَاءِ وَ سَدَّ الْهَوَاءَ بِالسَّمَاءِ وَ اخْتَارَ لِنَفْسِهِ أَحْسَنَ الْأَسْمَاءِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِی کَذَا وَ کَذَا وَ ارْزُقْنِی وَ عَافِنِی مِنْ کَذَا وَ کَذَا.»
خواندن سوره حشر به عنوان دعای شفای مریض
هرگاه سوره حشر را با خلوص بر بیمار بخوانند انشاءالله شفابخش است. در روایتی از نبی مکرم اسلام (ص) آمده است: هنگام قرائت سه آیه آخر سوره حشر دست را بر سر بگذارید و آیات را قرائت نمایید که این دستور جبرییل است از جانب خداوند و این عمل شفای همه بیماری هاست به جز مرگ.
القای یک معنا، معرفت یا انجام دادن کاری در دل انسان از سوی خدایا فرشته را الهام گویند.این واژه در زبان فارسی و با اثرپذیری از عربی به معنای در دل افتادن، در دل افکندن، در دل افکندن نیکی، در دل افکندن چیزی، در دل افکندن چیزی از سوی خدا که وی را به انجام یا فرو گذاری چیزی وا دارد، آموختن و فرو خوراندن چیزی به کسی ترجمه شده است.الهام به عنوان یکی از گونهها و مراتب وحی الهی به مفهوم لغوی و عام آن و نیز تفاوتهای آن دو، از مباحث دیگری است که در فرهنگنامههای عربی بازتاب یافته است. برخی رؤیاها، دربردارنده الهاماتی راه گشا است. خواب مطابق واقع؛ نوعی از وحی را رؤیای صادق گویند.
to Be Incredibly Inspired Every Day
in British English (ˌɪnspɪˈreɪʃən ) noun
Inspiration means the process of being mentally stimulated to do or feel something, especially something creative. Inspiration can also mean a sudden brilliant, creative or timely idea.
An inspiration is a product of your thought, like a brilliant idea. If you have the next revolutionary inspiration like the printing press, the telephone, or the computer, you may just change the world. The noun inspiration can also mean a sudden intuition or idea, or something that arouses your desire to take action.
stimulation or arousal of the mind, feelings, etc, to special or unusual activity or creativity
the state or quality of being so stimulated or aroused
Sleep as a sign of the God wisdom and power, is the agent of stability and tranquility.
Sleep has a spiritual dimension. Sincere dreams are the continuation of prophecy and guidance of the God.
The Prophet of Islam (peace be upon him) says:
Inspiration definition, Meaning
"Dream are three fold, sometimes is divine guidance and glory from God, sometimes is sorrow from the devil, and sometimes are conflicts of daily living or past events."
In Islam, dreams are considered to be a kind of spiritual perception. The Quran refers to dreams as Ru'yaa (vision), Manam (sleep), Hulum (dream) and Bushra (tidings). And, dream interpretation, also known as oneiromancy, is described using the Arabic terms 'Tafsir' or 'Tabir' amongst Muslims.
Sometimes, dreams come true or tell of a future event. When you have a dream that plays out in real life, experts say it's most likely due to: Coincidence.
Why Are DreamsHard to Remember?
Researchers don't know for sure why dreams are easily forgotten. Maybe we’re designed to forget our dreams because if we remembered them all, we might not be able to tell dreams from real memories.
Also, it could be harder to remember dreams because during REM sleep, our body may shut down systems in our brain that create memories. We may remember only those dreams that happen just before we wake, when certain brain activities are turned back on.
Inspirational Quotes for Kids
Some say it’s not that our minds forget dreams but that we don't know how to access them. Dreams may be stored in our memory, waiting to be recalled. This may explain why you suddenly remember a dream later in the day: Something may have happened to trigger the memory.
Divine inspiration is the concept of a supernatural force, typically a deity, causing a person or people to experience a creative desire. It has been a commonly reported aspect of many religions, for thousands of years.
Allegorical. studies how people and events in the Old Testament prefigure (foreshadow) something in the New Testament.
Moral. studies how events and people can be guides for people's moral lives today.
Anagogical. studies events that point to life in Heaven.
What is a true inspiration?
True inspiration means facing things as they are and imagining what they can be.
to get inspiration from God
الهامات الهی همیشه هستند،درست مثل امواج رادیویی که الان هستند اما ما چون توی فرکانس دریافت نیستیم،نمیشنویم .
در بحث الهامات الهی بحث بودن خدا نیست،بحث در فرکانس قرار گرفتن ماست،برای شنیدن و دریافت الهامات الهی،پس خداوند همیشه داره با ما صحبت میکنه،اما ما فقط زمانی که احساسمون خوبه میشنویم،واحساس خوب هم فقط با تغییر باورها به وجود میاد.الهامات همیشگی هست یعنی خدا هرلحظه با ما داره حرف میزنه ولی این ماییم که پشت به خداییم....خداوند مثه یه دستگاه فرستنده هر لحظه داره الهاماتی میفرسته ولی چون ما تو مدار دریافت نیستیم دریافتش نمیکنیم.
خیلیا به واسطه باورهاشون مثلا باورشون اینه خدا فقط با آدمای خاصی ارتباط برقرار میکنه و متاسفانه همین باور خودشون مانع دریافت الهام میشه دسته دومم بهشون الهام میشه و دریافتش میکنن ولی چون ایمانشون قوی نیست بهش عمل نمیکنند دسته سوم هم دریافت میکنند هم عمل و اینها رستگارانند.
زمانیکه ذهنتونو کنترل میکنید بهتون الهام میشه چون دارید وارد مسیر خداوند،مسیر روح میشید و چون
What is inspire someone
قوانین خداوند بدون تغییره و برای کسی استثنا نداره بهتون الهام میشه که شما با قوانین هماهنگ بشین نه قوانین با شما و معمولا الهامات با ذهن خیلی در تضاده ولی باید اعتماد کنید و انجامش بدید و اینجا کارتون با یه کلیدیه به اسم ایمان که باعث میشه اعتماد کنید و نجوهای ذهنتونو ساکت کنید .باید ایمانمونو قوی کنیم
ایمان یعنی خداوند رو درست بشناسیم
طبق قرآن اون خدایی که قرآن به ما معرفی میکنه با این خدای فیکی که تو ذهنمون به واسطه خیلیا ساختیم جایگزین کنیم باورهای توحیدی اصل پایه و اساس همه ی باورهاست و وقتی اینکارو میکنید خود به خود به احساس آرامشمیرسید و این حس آرامش حس آفرینشه و قدمهای بعدی بهتون گفته میشه و این مسیر براتون پر از لذت و شادیه....
The unicorn is a legendary creature that has been described since antiquity as a beast with a single large, pointed, spiraling horn projecting from its forehead.Unicorns are found in many stories and myths from different parts of the world, especially China and India. Its blood and horn usually have mystical powers.The meaning of unicorn symbol is magic, mystery, romance, and positivity. The unicorn is sometimes depicted with a parrot on its back, the unicorn typifying dumb justice, and the parrot the vociferous advocate of truth.
The unicornis a legendary creature that has been described since antiquity as a beast with a single large, pointed, spiraling horn projecting from its forehead. The unicorn was depicted in ancient seals of the Indus Valley Civilization and was mentioned by the ancient Greeks in accounts of natural history by various writers, including Ctesias, Strabo, Pliny the Younger, Aelian and Cosmas Indicopleustes.[1]
The Bible also describes an animal, the re'em, which some versions translate as unicorn
Unicorn, mythological animal resembling a horse or a goat with a single horn on its forehead. The unicorn appeared in early Mesopotamian artworks, and it also was referred to in the ancient myths of India and China. The earliest description in Greek literature of a single-horned (Greek monokerōs, Latin unicornis) animal was by the historian Ctesias (c. 400 BCE), who related that the Indian wild ass was the size of a horse, with a white body, purple head, and blue eyes, and on its forehead was a cubit-long horn coloured red at the pointed tip, black in the middle, and white at the base.
Those who drank from its horn were thought to be protected from stomach trouble, epilepsy, and poison. It was very fleet of foot and difficult to capture. The actual animal behind Ctesias’s description was probably the Indian rhinoceros.
Certain poetical passages of the Bible refer to a strong and splendid horned animal called reʾem. This word was translated “unicorn” or “rhinoceros” in many versions of the Bible, but many modern translations prefer “wild ox” (aurochs), which is the correct meaning of the Hebrew reʾem. As a biblical animal, the unicorn was interpreted allegorically in the early Christian church. One of the earliest such interpretations appears in the ancient Greek bestiary known as the Physiologus, which states that the unicorn is a strong, fierce animal that can be caught only if a virgin maiden is placed before it.
Other legends tell of the unicorn’s combat with the elephant, whom it finally spears to death with its horn, and of the unicorn’s purifying of poisoned waters with its horn so that other animals may drink.
No one has proven the existence of a unicorns
Scientists would say that unicorns are not real and that they are part of mythology.
While many mythic creatures are man-eating monsters or evil spirits, others, like unicorns, are powerful and peaceful. Both the pearly white unicorn of European lore and the benevolent Asian unicorn avoid contact with humans, preferring to remain unseen. When humans do encounter unicorns, the creatures cause them no harm, a favor that is not always returned. Indeed, countless stories tell of humans hunting European unicorns and luring them into traps. In modern fairy tales and other stories, the mythic unicorn looks like a white horse with a single long horn on its head. But in older stories, this fantastic creature had a short, colored horn and the body of a goat.
تکشاخ یا یونیکورن:
(به لاتین: Unicornis) نام موجودی اساطیری و افسانه در فرهنگ ایران، اروپای کهن و قرون وسطی است. با این حال اسب تک شاخ در اساطیر دیگر فرهنگها نیز دیده شدهاست. تکشاخ موجودی افسانه ای به شکل اسب با یک شاخ روی سر است. بر پایه افسانهها، تک شاخها را نمیتوان به آسانی شکار کرد زیرا بسیار چابک هستند. آنها زنان و دختران را به مردان ترجیح میدهند و بعضی میگویند که آنها فقط توسط زنان رام میشوند. در افسانهها آمدهاست مردانی که به اسب تک شاخ علاقه دارند دچار اختلالات جنسیاند! اسب تک شاخ اسبی سفید و زیبا با یالهای بلند است که در افسانههای اکثر نقاط اروپا از آن یاد شدهاست. این موجود تخیلی بدنی به شکل اسب و شاخی در بالای سر خود دارد که غالباً به شکل مارپیچ است. تک شاخها در ابتدای کره بودنشان طلایی رنگند و پس از آن در سیر بلوغ به رنگ نقرهای در میآیند و بعد از بلوغ کامل سفید رنگ میشوند. آنها عموماً از اسبهای عادی لاغرتر ولی بلند ترند. تک شاخها بر باورهای قدیمی بوی شیرینمانندی میدهند و بسیار گرم و لطیف هستند. ریشه اصلی تولد این موجود افسانهای مشخص نیست. بعضی میگویند که این افسانه از یونان نشات میگیرد اما به خاطر گستردگی داستانهایی با شخصیت تک شاخ در کل اروپا و به خصوص شمال اروپا نمیتوان آن را کاملاً جز اساطیر یونان نام برد. این احتمال نیز میرود که افسانه تکشاخ از شبهنهنگ تکشاخ، گونهای نهنگ ساکن آبهای قطب شمال، سرچشمه گرفته باشد.
تک شاخهای کنونی با تک شاخهای افسانههای گذشته اروپا بسیار متفاوت است. تک شاخهای سفید و بزرگی که شاخی چند متری بر سر داشتند و صورتشان کمی گرد تر از اسب بود در طول زمان دستخوش تغییراتی شدند که آنها را به صورت اسبی سفید و لاغر با شاخی مارپیچ و کوتاه و یالهای بلند درآورد.ریشه این تک شاخهای کنونی هم مشخص شده نیست اما گمان میرود این تک شاخ از دانمارک و اسکاندیناوی ریشه میگیرد.در افسانههای عامیانه روسی تکشاخی وجود دارد به نام ایندریک که نام ایندریک نیز از واژه روسی ادینوروگ Единорог گرفته شده که معنای تکشاخ میدهد.
اکثر آدمها فکر میکنند خدا ثروت رو دوست نداره و کسانی که در مسیر پولدارشدن قدم برمیدارن مورد ملامت خدا قرار میگیرند. اما اینطور نیست….
خداوند حب مال و ثروت رو فطری میداند و اصولاً همین میل غریزی ست که انسان رو به تلاش برای ثروتمند شدن راغب میکنه.
غیر از خداوند کسی قادر نیست زمینههای کسب ثروت رو فراهم کنه. فقط خداوند روزیرسان است و مسیرهای کسب ثروت رو فراهم میکنه.
Quran on wealth
The Holy Quran explicitly says: "Give to them from the property of Allah which He has bestowed upon you." (24:33). All these verses throw ample light on the fundamental point that "wealth", no matter what its form, is in principle ”the property of Allah”, and it is He who has bestowed upon man the right to exploit it.
Muslims believe that everything belongs to Allah. Because wealth also belongs to Allah, money should be used responsibly. Muslims believe they must be compassionate because everyone is a special creation of Allah.In Islam, wealth is considered a bounty of God and thus it is not scarce, for Allah says: “God is rich but you are poor” (Muhammad:38).
What is actually scarce is the ability of mankind to utilise the bounties of God.
The Holy Quran says, “and when other relations and orphans and the poor are present at the division of the heritage, give them something therefrom and speak to them words of kindness” (Ch 4:8)
The way to become rich is by doing one thing: give. In Surah Baqarah we read, “The likeness of those who spend their wealth in the way of Allah is as the likeness of a grain that grows (into) seven ears, in every ear a hundred grains, and Allah multiplies for whom he will.
Duas Asking Allah for Wealth and Blessings:
O Allah, I ask for Your favour.
O Allah! Forgive me, have mercy on me, guide me, guard me against harm and provide me with sustenance and salvation.
O Allah, I ask You for knowledge that is of benefit, a good provision, and deeds that will be accepted.
دو نگرش درباره ثروتمند شدن با قرآن
اگر ثروتمند شدن از نظر خداوند مشکلی دارد پس چطور برخی انبیاء الهی در زمان خود ثروتمند بودند؟
نکته اینجاست که دو دیدگاه نسبت به ثروتمند شدن وجود داره:
کسانی که مال و ثروت رو نعمت الهی میدانند و در نبودش بازهم شاکر خداوند هستند.
کسانی که مال و ثروت رو نتیجه دستاوردها و تلاشهای خود میدانند و در بود و نبودش طغیانگرند.
قرآن ثروتمندانی همچون حضرت سلیمان(علیه السلام)، حضرت داوود(علیه السلام) و ذوالقرنین رو به عنوان افراد ثروتمند معرفی میکند.
اونها مال و ثروت رو نعمت الهی دانسته و با دلبستگی به خداوند، ثروتشان رو در راه خدمت به دین خدا به کار بستند.
اما از طرف دیگه کسانی چون قارون، فرعون و ابیلهب و به طور کلی مستکبران و ظالمانی قرار دارند که علاقه بیش ازحدشان به مال، اونها رو تبدیل به طغیانگر کرده.نگرش گروه اول اینه که مال و ثروت، رحمت و فضل الهی است. گروه دوم از جمله قارون ثروت رو دستاورد خود میدانند و اصل امانت و نیز مبدأ و معاد رو فراموش کرده و با لذتهای حیوانی مست میشوند.قرآن هر دو نگرش رو در قالب مثال زیبایی از دو باغ پر ثمر بیان میکنه. مالک اولی اون رو نعمت خدا میداند – و باغ برایش باقی میماند – و دیگری منکر اراده الهی شده و باغ وی نابود میشود.
قرآن کسانی رو که دیدگاه دوم دارند، نکوهش کرده و ثروت رو زمینه طغیان اونها میداند. پس این ما هستیم که انتخاب میکنیم در کدام دسته باشیم.
در قرآن کریم حدود ۴۰۰ آیه در تشویق به کار و تلاش و بیان ارزش و اهمیت کار و تلاش وجود دارد.
حتی خداوند نیز برای موفقیت و ثروت، بندگانش رو به تلاش و کوشش دعوت می کند.
با قرآن خواندن چند سوره سفارش شده است.
سوره واقعه: این سوره شاید معروفترین سوره باشه که برای گشایش کارها و همچنین افزایش رزق و روزی معمولا شب ها قبل از خواب خوانده میشود.همچنین میتوانید این سوره رو بدین شکل بخوانید:از جمعه شب، هرشب ۳ مرتبه سوره واقعه را بخوانید و به شب جمعه (پنجشنبه شب) که رسیدید آن را ۸ مرتبه بخوانید و تا ۴۰ روز اینکار رو انجام دهید.
سوره یس: برخی افراد صبح ها بعد از نماز صبح، خواندن سوره یس و شب ها قبل از خواب خواندن سوره واقعه را برای گشایش روزی مجرب میدانند.
سوره ق: گفتهاند که در هیچ خانهای هر روز تلاوت سوره «ق» نمیشود مگر آن که صاحب آن خانه همیشه با دولت و عزت و سعادت و کرامت بوده باشد و از ذلت محفوظ بماند. (درمان با قرآن، ص ۱۰۲)
از امام باقر علیه السلام نیز درباره ثروتمند شدن با قرآن روایت شده است:
هر کس در نمازهای واجب و یا مستحب خود سوره «ق» را قرائت نماید خداوند در روزی او، وسعت ایجاد کرده و در روز قیامت کتاب اعمال او را به دست راستش داده و از او به آسانی حسابرسی میکند. (ثواب الاعمال، ص۱۱۵)
برای دولت و گشایش کارها باید این آیه را ۳۵۰ مرتبه بخوانید که از مجربات است:
«قل ان الفضل بیدالله یؤتیه من یشاء و الله ذوالفضل العظیم»
برای زیاد شدن روزی و عزیز شدن، روزی ۱۵ مرتبه این آیه را بخوانید. «یا الله المحمود فی کل فعاله» (درمان با قرآن، ص ۱۰۲)
۴- سوره ذاریات: در روایت دیگری از امام باقر(ع) آمده است: کسی که سوره ذاریات رو قرائت میکند خداوند امور معیشتش را اصلاح میکند و به او روزی فراوان عطا میشود. (ثواب الاعمال، ص۱۱۵)
شیخ صدوق از حضرت امام صادق (ع) نقل کرده است که فرموده :
هر کس سوره مبارکه ذاریات را روز یا شبش بخواند خدا معیشتش را اصلاح فرماید و او را رزق وسیعی عنایت نماید.
امام علی (ع) در حدیثی مواردی را موجب افزایش رزق و مال میدانند:
ذکر، یعنی یاد کردن، خواه با زبان باشد، یا با قلب یا با هر دو، بعد از نسیان باشد، یا بعد از ادامه ذکر.
How to pray
به عبارت دیگر، ذکر حالت روحی خاصی است که انسان در آن حال، دانسته خویش را مورد توجه قرار میدهد و گاهی به یادآوری چیزی با زبان و گاهی به حضور چیزی در قلب گفته میشود.ذکر (به عربی: ذِكْر ) بمعنی یاد کردن قلبی یا قلبی-زبانی است و هر آنچه که یاد خدا را در قلب زنده کند گفته میشود.
گفتن این ذکر در تعقیبات نمازها سفارش شده و برایرفع گرفتاریهایدنیوی و اُخرویاهمیت دارد.
دعا در سایر ادیان، با توجه به آیات قرآن هم در بین مردم بوده است. و از آنجاکه دعا وسیله ارتباط بنده با خالق و پروردگار خویش است بنابراین در همه ادیان الهی، پیامبران هم خود به درگاه خداوند دعا میکردند و هم این وسیله تقرب را به مردم میآموختند.برای مثال دعای ربانی(در بیشتر زبانهای جهان، دعای پدر ما، از لاتین Pater Noster) از شناختهشدهترین دعاها در مسیحیت است که عیسی مسیح به عنوان روشی برای دعا آموزش داد.در طول تاریخ، زیباترین و دلنشینترین لحظات زندگی انسان مؤمن، دعا کردن به درگاه خداوند متعال بوده است. تکیه کردن به بالاترین قدرت هستی و توجه به مبدأ وجود، و بینیازی از سایر موجودات، موجب آرامش روحی فرد میشود. میتوان گفت مهمترین عنصر مشترک بین انسانهای دیندار در ادوار مختلف، دعا بوده و هست، چنانکه زبان گفتگوی همه انسانهای مؤمن در ادیان مختلف، دعا بوده است و از این طریق با معبود حقیقی خویش به راز و نیاز پرداخته و حوایج خویش را از او طلب میکردند.
The phrase “La ilaha illallahul malikul haqqul mubin” is a powerful saying in Islam that carries a simple yet profound meaning. This statement is a cornerstone of Islamic belief, expressing the idea that Allah is the only true God and that He is the ultimate ruler and the undeniable reality. This declaration serves to remind Muslims of their faith’s central teachings and the importance of recognizing Allah’s supreme authority and undeniable existence.
Reciting 100 times – La ilaha illalahul malikul haqqul mubin
"There is no god but Almighty Allah, the King, the Clear Truth." Muhammad (pbuh), who is the messenger of Allah,
“O Muhammad! If a person from your ummah says, لَااِلٰهَ اِلاَّالله اَلْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبِينُ La ilaha illallahul malikul haqqul mubin a hundred times a day, it will be a means of salvation from poverty for him, will be his friend when he is alone in the grave, will be a means of acquiring wealth, and will knock on the door of Paradise.” (Zabidi, Ithaf, 5/131; Kanzul-Ummal, no: 5058)
نبی اکرمصلی الله علیه وآله می فرمایند :
برای کسی که در هر روز ۱۰۰ مرتبه ذکر لا اله الا الله الملک الحق المبین را بگوید،
این امور است:
به فقر مبتلا نمی شود
از وحشت قبر رهایی پیدا می کند
به ثروت می رسد
درب بهشت را می کوبد(انشاالله درهای بهشت برای او گشوده می شود)
هرکس درهر روزی ۳۰ مرتبه ذکر «لااله الا الله الملک الحق المبین» را بگوید، به سمت ثروت رفته واز فقر دور شده و درب بهشت را به صدا درآورده (انشاالله بهشتی است)
این ذكر در واقع از چند قسمت تشكیل شده است
الف. ذكر توحید كه همان ذكر شریف «لا اله الا الله» است. به طور اجمال میتوان در توضیح این ذكر شریف گفت كه این ذكر از دو قسمت تشكیل شده است. یكی نفی هرگونه الوهیت از هر گونه خدای خیالی (لا اله) و دوم اثبات اینكه الوهیت و پرستش فقط مخصوص الله تعالی شانه است (الا الله ). ب. «الملك یا المالك» یكی از صفات حضرت حق بوده و به معنای مالك و سلطانجمیع آسمانها و زمین است. ج. «الحق» حق به معنای ثابت و پایدار است. در مقابل ما سوی الله همگی در حال زوال و فناء هستند. الحق المبین بمعنى ذوالحق المبین است یعنى عادلى كه ظاهر است عدالت او و بر همه كس هویدا و پیدا. د. «المبین» در قرآن گاهی قرآن را وصف به مبین شده و گاهی خداوند. و معنای آن، شیئ آشكار و واضح است. در سوره نور آیه ۲۵ میخوانیم: «وَ یَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِینُ- و بدانند كه خدا حقیقتآشكار است.»
بنابراین معنای این ذكر چنین خواهد بود :
هیچ خدایی جز خدای یگانهشایسته پرستشنیستThere is no deity worthy of worship except the One God
خدایی كه مالك آسمانها و زمیناستGod who owns the heavens and the earth
خدایی كهوجودش ثابت و پایدار و روشن و آشكاراستA God whose existence is fixed and stable and clear and obvious
Benefits of RecitingLa Ilaha Illallahul Malikul Haqqul Mubin
Reciting the phrase “There is no god but Allah, the Sovereign, the True, the Clear”
How can I feel God
has many good effects on a person’s heart and mind:
Stronger Faith: Saying this phrase reminds us that Allah is the only true God, making our faith stronger.
Remembering Allah’s Power: When we say “the Sovereign,” we remember that Allah is in charge of everything in the world.
Believing in the Truth: Saying “the True” reminds us that Allah’s existence is real and true, and everything else is not as important.
Seeing Clearly: When we say “the Clear,” it means that Allah’s existence is clear and obvious, and we don’t need to doubt it.
Feeling Humble: This phrase makes us feel humble because we understand that Allah is the boss and we depend on Him.
Protecting Our Faith: Saying this helps protect our faith from believing in other gods.
Feeling Positive: Remembering Allah’s power and truth makes us feel positive and hopeful.
Making Good Choices: This phrase helps us make good choices because we remember Allah’s power and what’s really important.
Feeling Connected: Saying this makes us feel closer to Allah and remember that He’s always there.
Feeling Thankful: This phrase makes us thankful for Allah’s blessings and helps us accept things the way they are.
Staying on the Right Path: When we say this, we remind ourselves to do the right things and follow Allah’s guidance.
Overall, saying this phrase helps us feel closer to Allah, remember His power and truth, and make better choices in our lives.
هر سوره و هر آیهای از آیات کلامالله مجید خواصی دارد که توسط پیامبر اکرم (ص) و پیشوایان الهی برای ما مشخص شده است، یکی از این آیات، آیتالکرسی است که به فرموده پیامبر(ص) که خطاب به حضرت امام علی (ع) فرمودند: یا علی، من سید عربم، مکه سید شهرهاست، کوه سینا سید همه کوههاست، جبرئیل سید همه فرشتگان است، فرزندانت سید جوانان اهل بهشتند، قرآن سید همه کتابهاست، بقره سید همه سورههای قرآن است و در بقره یک آیه است که آن آیه ۵۰ کلمه دارد و هر کلمه۵۰ برکت دارد و آن آیتالکرسی است.
همچنین روایات بسیاری در رابطه با عظمت این آیه وجود دارد که در این احادیث از خواص و اعجاب بینظیر این آیه یاد شده که این آیه را در ردیف مهم ترینها قرار داده است.
پیامبر(ص) فرمودند: ۵ چیز حافظه را قوی میگرداند؛ خوردن شیرینی، گوشت نزدیک گردن، عدس، نان سرد و خواندن آیت الکرسی.
ایشان در حدیث دیگری فرمودند: هرگاه برای حاجتت از خانه خود بیرون آمدی، آیهالکرسی را بخوان تا حاجتت به خواست خدا برآورده گردد.
حضرت خاتمالانبیا(ص) در مورد خواندن آیتالکرسی بعد از نماز فرمودند: هر کس آیهالکرسی را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شکافته گردد و به هم نیاید تا خداوند متعال به سوی خواننده آیتالکرسی نظر رحمت افکند و فرشتهای را بر انگیزد که از آن زمان تا فردای آن کارهای خوبش را بنویسد و کارهای بدش را محو کند و نیز از خواص و اهمیت یاد شده از این آیه توسط پیشوایان دین، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
آیه الکرسی نوری از آسمان است.
آیه الکرسی آیتی از گنج عرش است.
آیه الکرسی باعث ایمنی در سفر است.
آیه الکرسی اعلاء ترین نقطه قرآن است .
ذکر رسول مکرم اسلام در بستر؛ خواندن آیه الکرسی بود .
با خواندن آیه الکرسی انسان دچار هیچگونه آفتی نخواهد داشت.
برای رفع فقر آیه الکرسی موثر است و کمک الهی از غیب میرسد.
همه چیز در آیه الکرسی است، کرسی یعنی گنجایش آسمانها و زمین را دارد.
اگر در تنهایی آیه الکرسی بخوانید، باعث رفع ترس میشود و از سوی خدا کمک میرسد.
آیه الکرسی را در نماز ها ؛ روزها؛ شبهای ایام هفته، سفرها و در نماز شب و دفن میت بخوانید.
هنگام خواب نیز آیه الکرسی بخوانید زیرا با عث می شود خداوند فرشتهای نگهبان و محافظ بگمارد که تا صبح سلامت بمانید.
هر گاه از درد چشم شکایت داشتی آیه الکرسی بخوانید و آن درد را اظهار نکنید، آن درد بر طرف می شود و از آن عافیت میطلبید.
پیامبر اسلام (ص) فرمودند: در خانه ای که آیه الکرسی خوانده شود، ابلیس از آن خانه دور می شود و سِحر و جادو در آن خانه وارد نمیشود.
آیه الکرسی پایه و عرش الهی است و هدف از خواندن آن، این است که مردم در عبادت جز خداوند کسی را نپرستند و به ذلت فرو نروند و روح یکتا پرستی ایجاد کنند و از بندگی ناروا آزاد شوند، آیه الکرسی عقلها را بیدار و حقیقت را معرفی و خدای دانا و توانا را به مردم می شناساند .
وقت غروب ۴۱ بار آیه الکرسی را بخوانی حاجت روا می شوید.
اگر مؤمنی آیه الکرسی را بخواند و ثوابش را برای اهل قبور قرار دهد، خداوند مَلکی را بر او مقرر می کند که برایش تسبیح کند.
آیه الکرسی در مزرعه و مغازه پنهان کردن باعث برکت مزرعه و رونق گرفتن کسب است .
از پیامبر(ص) نقل نموده اند که: این آیه عظیم تر از هر چیزی است که حق تعالی آفریده است.
چند چیز حافظه را زیاد می کند یکی از آن خواندن آیه الکرسی است.
برای رفع هم و غم، شفای مریض، درمان درد، رحمت خداوند و زیاد شدن نور چشم آیه الکرسی را مدام بخوانید .
هر صبح آیه الکرسی را بخوانید و تا شب در امان خدا هستید.
آسان شدن مرگ بوسیله آیه الکرسی است.
برای حفظ مال و جان آیه الکرسی بخوان.
آیه الکرسی ویرانگر اساس شرک است.
آیه الکرسی سید سوره بقره است.
امام رضا(ع) میفرمایند: هر که آیه الکرسی بخواند هیچ حیوانی که نیش زهرآگینی دارد، او را نمیگزد.
امیرمؤمنان علی (ع) در رابطه با حفظ کردن و خواندن مداوم این آیه فرمود: اگر بدانید آیت الکرسی چه اندازه با اهمیت و با ارزش است در هیچ حالی آنرا ترک نمیکنید، برای رفع و از بین بردن مشکلات خود به آیت الکرسی پناه ببرید، اگر مشکلی دارید و یا اگر گرفتارید، اگر بیمارید، اگر تمام درهای این عالم به روی شما بسته شده است چرا از آیت الکرسی غافلید؛ با ایمان کامل و اعتقاد به اثر بخوانید و نتیجه بگیرید و بسیار احادیث موجود است که از این آیه با عظمت و اهمیت آن در سفر، تقویت حافظه، نور چشم، رفع ترس و در امان ماندن از بلا و... یاد کردهاند.
و همین را بس که پیامبر اکرم (ص) در مورد عظمت این آیه فرمودند: در شب معراج دو لوح را دیدم که در یک لوح سوره حمد و در لوح دیگر کل قرآن قرار داشت که سه نور از آن میدرخشید؛ پس گفتمای جبرئیل این نور چیست؟ جبرئیل در جواب گفت: آن سه نور یکی سوره توحید و یکی سوره یاسین و دیگری آیت الکرسی است.
Verse 255 of Surah-e-Baqarah (chapter: The cow) in holy Quran is called Ayat Al-Kursi:
Allah! There is no god but He – the Living, The Self-subsisting, Eternal. No slumber can seize Him Nor Sleep. His are all things in the heavens and on earth. Who is there can intercede in His presence except as he permitteth? He knoweth what (appeareth to His creatures As) before or after or behind them. Nor shall they compass Aught of his knowledge Except as He willeth. His throne doth extend over the heavens and on earth, and He feeleth No fatigue in guarding and preserving them, For He is the Most High, The Supreme (in glory).
The benefits of Ayat Al-Kursi are:
1. Holy prophet (SAWW) said: whoever recites the first 4 ayats of Surae Baqarah, then Ayatul Kursi and then the last 3 ayats of Surah e Baqarah, will not be inflicted with any kind of difficulty in his wealth or himself, Satan will not come near him and he will not forget the Qur’an.
2. Holy Prophet (SAWW) said: Qur’an is a great word, and Surae Baqarah is the leader of the Qur’an and Ayatul Kursi is the leader of Surae Baqarah. In Ayatul Kursi there are 50 words and for each word there are 50 blessings and good in it.
3. One who recites Ayatul Kursi every morning will be in the protection, safety of Allah until the night.
4. If one ties this to ones wealth or children, they will be safe from Satan
5. Our Holy Prophet (SAWW) has said: These things increase ones memory: sweets, meat of an animal near the neck, Adas (Lentils), cold bread and recitation of Ayatul Kursi.
6. For those of our dear ones who have passed away, recitation of Ayatul Kursi and giving it as Hadiya to them, gives them light (noor) in the grave.
7. Frequent recitation makes ones own death easy.
8. When leaving home, if one recites it once, the Almighty has one group of Angels to come and protect you. If recited twice, 2 groups of Angels are assigned to do this. If recited 3 times Allah tells the Angels not to worry as the Almighty himself takes care of him.
9. The Holy Prophet has said: If one recites Ayatul Kursi before going to sleep, Allah will send an Angel to come and look after you and protect
10. When one is alone in the house, recitation of Ayatul Kursi and asking Allah for help will make youremain calm and you will not fear.
11. The Holy Prophet has said: When leaving home,if one recites Ayatul Kursi, then Allah will send 70,000 Angels to do Istighfaar for him until he returns home, and upon his return Poverty will be removed from him.
12. If one recites this after performing Wudhoo, the 5th Imam Hadhrat Imam Muhammad Baqir (AS) has said: Allah will give him a reward of 40 years of Ibadaat, his position will be raised in the Heavens 40 times (levels) and will marry him to 40 Horains.
13. One who recites it after every prayer, their salaat will be accepted, they will remain in the safety of the Almighty and He will protect them.
14. Allah told Prophet Musa (AS): If one recites it after every salaat, the Almighty will make his heart a thankful one (Shakireen), will give him a reward of the prophets, and his deeds will be like those of the truthful (Siddiqeen).
15. To increase light or vision (noor) in the eyes, recite Surae Alhamd once, then Ayatul Kursi and then once the following dua:- “U-eedhu nora basaree binuril lahi alladhi la yutfaa”, “I seek refuge for the light of my eyes by the light of Allah(SWT), which does not become extinguished”.
The Devil, also referred to as Satan, is best known as the personification of evil and the nemesis of good people everywhere. His image and story have evolved over the years, and the Devil has been called many different names in various cultures: Beelzebub, Lucifer, Satan and Mephistopheles, to name a few, with various physical descriptions including horns and hooved feet. But this malevolent being—and his legion of demons—continue to strike fear in people from all walks of life as the antithesis of all things good.
Satan noun ˈsā-tᵊn Synonyms & Similar Words: Relevance، devi، Lucifer، serpent، Beelzebub، Old Nick، archfiend، fiend، Mephistopheles، deuce، dickens
ابلیس یکی از جنها بود که بر اثر پارسایی زیاد به درجه فرشتگان راه یافت و مقربترین نزد خدا گشت، زمانی که خداوند آدم را آفرید به همۀ فرشتگان از جمله ابلیس گفت به او سجده کنند اما شیطان بخاطر تکبر و غروری که داشت سجده نکرد و گفت من از آتش هستم و این از خاک، من برتری دارم چگونه میتوانم به این سجده کنم؟ پس جزای نافرمانی از خدا، رانده شدن از بهشت بود در این هنگام شیطان که از آدم متنفر شده بود از خداوند به ازای پرستش و عبادت فراوانی که انجام داده بود برای خود فرصت خواست تا آدم و فرزندانش را فریب دهد و خداوند نیز به او تا روزی معین مهلت داد....
Satan,also known as the Devil is an entity in the Abrahamic religions that seduces humans into sin or falsehood. In Christianity and Islam, he is usually seen as either a fallen angel or a genie, who used to possess great piety and beauty, but rebelled against God, who nevertheless allows him temporary power over the fallen world and a host of demons. In Judaism, Satan is typically regarded as a metaphor for the yetzer hara, or "evil inclination", or as an agent subservient to God.
Seven suras in the Quran describe how God ordered all the angels and Iblis to bow before the newly-created Adam. All the angels bowed, but Iblis refused,claiming to be superior to Adam because he was made from fire; whereas Adam was made from clay (7:12).Consequently, God expelled him from Paradise and condemned him to Jahannam. Iblis thereafter became a kafir, "an ungrateful disbeliever", whose sole mission is to lead humanity astray. God allows Iblis to do this, because he knows that the righteous will be able to resist Iblis's attempts to misguide them. On Judgement Day, while the lot of Satan remains in question, those who followed him will be thrown into the fires of Jahannam. After his banishment from Paradise, Iblis, who thereafbecame known as Al-Shaitan ("the Demon"), lured Adam and Eve into eating the fruit from the forbidden tree.
List of Jinnin Islam
Jann, a type of jinn
Marid, a powerful rebellious demon
Ifrit, a powerful type of demon in Islamic mythology associated with the underworld
Ghoul, associated with graveyards and consuming human flesh
Si'lat, talented shapeshifters often appearing in human form and female
Nasnas, a creature mentioned as Shaqq in One Thousand and One Nights
Hatif, a voice that can be heard without one's discovering the body that made it
Qareen, a spiritual double of human with a ghostly nature
Hinn, supernatural creatures, besides jinn and demons
Shaitan, also known as demons who make humans and other jinns sin
Jinns are made up of a smokeless mix of fires, just like energy. This would explain most of the horror movies detecting demons in the attic with an electromagnetic field (EMF) meter.
Jinns have no original shape and have the ability to take the shape of anything. They tend to take the shape of Dogs and Snakes or of something that terrifies humans, although they don’t actually look that way. So next time you think your hanging coat looked like a terrifying figure, just laugh it off.
Jinns live in a parallel universe/dimension, giving them the ability to see into our dimension while being invisible to the human eye.
We can only see Jinns if and when they want us to see them.
Jinns can appear in the form of dead people as well. Ghosts and spirits don’t exist; they are actually Jinns taking the shape of dead people. In Islam dead people cannot come back to this world, they move on to the next and never look back. Something we should learn.
Jinns live like us; they eat, drink and marry just like we do.
Jinns travel in the speed of light. That is 2340 km in milliseconds, so basically they could teleport o_0
Jinns have the strength of 40/50/60 human men. It must be their healthy diet.
Jinns could turn mass into energy and back into mass. E=mc^2. Einstein knew what he was talking about apparently. This also explains the money I keep losing
Although Jinns are physically stronger, they aren’t intellectually stronger than humans. Which is why, Iblees was asked to bow down to Adam.
This also explains why Jinns have an inferiority complex to us because we are more knowledgeable than them and so; their main mission in life is to destroy our faith.
Jinns live much longer than us, thousands and thousands of years. I’d mess with humans too with that kind of time in my hands.
There are different types of Jinns. Each type has a different strength or ability.
Jinns can run through you like your blood does and give you thoughts.
Jinns eat our leftovers like the bones of fish and chicken etc. Its really not scary, just think of it as a pet.
There are Muslim and Non-muslim Jinn. Muslim Jinn don’t harm us. It’s the non-Muslim jinn who harm us.
Non-Muslim Jinns are attracted to filth, filthy actions and filthy places. Its time to stock up on some hygiene products.
Only Prophet Sulaiman was given the power to control Jinn and he is the only one. So yeah, your friendly neighborhood magician is lying to you.
Black magic (Sihr) is done by a magician communicating with the Jinn, by asking him for favors and in return worshipping him instead of Allah.
Magicians have to do Kufr and Shirk by doing sacrilegious and humiliating things, so that the Jinn can in return do the magician a favor.
When you do magic, you sell your soul to the Jinn, automatically kicking you out of the fold of Islam, since you cannot be a worshipper of Allah at the same time.
شیطانپرستی (به انگلیسی: Satanism)گروهی از باورهای ایدئولوژیک یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی میپندارند. آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک میدانند. شیطانپرستی را در گروه «راه چپ» مخالف با «راه راست» طبقهبندی میکنند.دست چپیها به غنی سازی درونی خود در جریان کارهای خودشان معتقدند و بر این باورند که در نهایت باید تنها به خود جواب پس دهند. در حالی که دست راستیها غنی سازی درونی خود را از طریق وقف کردن و بندگی خود در مقابل قدرتی بزرگتر به دست میآورند و باورشان این است که باید در مقابل آن قدرت بزرگتر جوابگو باشند.شیطانپرستی به جای اطاعت از قوانین خدایی یا قوانین فرستاده شده، عموماً بر پیشرفت فیزیکی خود با کمک الگوها و قوانین طبیعی تمرکز دارد. به همین دلیل بسیاری از شیطانپرستان معاصر از باورها و گرایشهای ادیان گذشته اجتناب میکنند و بیشتر گرایشهای خودپرستانه دارند به گونهای که خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی میبینند و بیشتر شبیه به مکاتبی چون مادهگرایی یاخودمحوری و جادومحوری هستند. به هر حال بعضی شیطانپرستان بهطور داوطلبانه بعضی از قوانین اخلاقی را انتخاب میکنند.
شیوه عملکرد شیطانپرستان گاهی شبیه به یک جریان وارونه سازی است که در آن برخی از کدهای اخلاقی رایج در جامعه، به شکل عمد دستخوش تغییر واقع میشوند. آنها این شیوه را «شوک فرهنگی» مینامند و این عملکرد را بر اساس «نسبی گرایی اخلاقی» تفسیر میکنند.
شیطان از همان روز اوّل دشمنی خود را با راندن پدر و مادرمان از بهشت آغاز نمود. او با این حرکت، مخاصم بودن خود با مقام آدمیّت را نشان داد و در تلاش است که یا از بهشت بیرون کند، همچون آدم و حوّا علیهما السلام، یا مانع رفتن انسان به بهشت شود و بر این کار خود قسم یاد نمود.
پس تا از ناامیدی شیطان مطمئن نشدیم، و تا خود را به وادی مخلَصین نرساندیم، باید از این مار زخم خورده غافل نباشیم.
Fire We discovered that fire is a weak point for jinns. We know that they are created of smokeless fire, and we discovered that they melt when in contact with fire and cannot bear it. If you bring a candle to the patient’s feet (sole part) so that he can feel the heat without being burned, the jinn suffers a lot from the heat. It is possible to bring the candle to another part of the body if we suspect jinn’s location, but since we always try to make them leave through the feet you should bring the candle to the feet once you have finished with other body part/s. Actually, even sorcery is vulnerable to the heat, and lighted candles help pumping it out of the body. So, in order to have the best chance, we advise during all recitation that you put lighted candles near the patient’s feet. I hope that in following editions, we will be able to propose enhanced methods; Allah is Almighty and All Merciful.
Yes, there is evolution with fire. First of all, the candle or the piece of wood can be a carrier for the Koran like water (Koranic water) or paper with Koran written on it or simply a scent. You can recite on perfumed candles then leave them lighted in the house; this will complete the action of spraying the house. If for example, you have trouble in the house, you can recite ayat al Kursi 30 times on perfumed lighted candles/incense then leave them lighted for one hour everywhere in the house. If you have a chimney or use wood for cooking, recite on the wood before or while burning it. To burn a jinn bothering you, light the candles, recite the Koran with intention to burn him and read from time to time the verse: Aynama takoonoo ya’ti bikum Allahu jamian innAllaha ala kulli shay’in qadeer. The Cow 2/148, which means: “Wherever ye are, Allah will bring you together. For Allah Hath power over all things”.
I will include on this subject a testimony of one of my pupils:
“On my humble opinion, from what I learnt of my roqya experience, torturing the jinn by hitting the patient or any kind of violence is far less efficient than putting two lighten candles in front of each foot.
If you light 4 candles (2 in front of each foot of the patient), the patient will feel after a few minutes of Koran lecture an unbearable heat, as if embers were under his feet, and that shows the pain the jinn undergoes.
Before starting the treatment, ensure with the patient that he doesnt feel heat of the candles.
When the jinns are attacked by the heat they may scream and move patients’ feet away from the candles.
Some of my patients went to Africa to get cured and told me they got more physical problems resulting of roqya because the healers beat up the jinn.
From what I learnt and the experience Allah gave me, I want to ask the community of healers not to hit the patients, and they will certainly see by themselves how inefficient this method is by following up with the patients’.
Salt Another weak point of the jinn is the salt. To help him come out, you can put some salt on the patient once they are covered with a sheet, or keep the salt in your hand and massage the patient with it. But the best is sea water. We found out that people leaving near the sea or regularly bathing in the sea do not have jinns, even when they have sorcery. Bathing with sea water is much better than normal water (zamzam water is also efficient). And if you can, enter in the sea with the patient and recite the Koran on him, totally emerging him for thirty second. It will be much easier to get the jinn out!
Killing in dreams We can also kill jinns in dreams, the sorcerer and our enemies (who consult the sorcerer). We read 11 times the verse of the Throne before sleeping and “Aynama takoonoo ya’ti bikum Allahu jamian inna Allaha ala kulli shay’in qadeer”. The Cow 2/148, 11 times, or more to be more efficient: 30 or 50 or a hundred times. Be prepared to read Koran on anything you see in your dreams. As soon as you read the thing will flee. So you must catch it first then read Koran until you kill it. You can also kill it with a physical weapon; in all cases doing that in the dream cannot be a sin. So sleep with the anger and determination to kill your enemies, humans or jinns and ask Allah to help you. A girl saw her grandmother in her dream coming to stab her. The grandmother used to make sorcery to her. The girl in the dream grabbed the knife off her and stabbed her. In the morning, the grandmother started vomiting blood for three days then died.
You can catch the jinn as previously mentioned. If it is next to you, catch him with your hands and recite Koran. If he is far, fix your eyes on it with the intention of catching him and he won’t be able to escape, then recite. If he flees, you do not need to run after him; just recite: «aynama takoonoo…» and he will come in your hands insha’Allah.
Finally, if the jinn bears down on you and you feel its weight, or you are paralyzed, just stay calm, do not panic and do not struggle. First catch the jinn by tightening your wrists with the intention of holding him. Then mentally read Ayat Al-Kursy until your tongue is free. Then continue reciting keeping your wrists tight so he can’t flee until he is dead.
The bandit devil شیطان راهزن شیطان تا جایی که بتواند مانع انجام عمل خیر میشود و به هر نحوی میخواهد بنده موفق به انجام آن نشود؛ مثلاً وقتی انسان تصمیم بگیرد که در راه خدا انفاق نماید، شیطان بر سر راه او سبز میشود و به او میگوید: حالا که هنوز وقت داری، صبر کن! فردا میدهی، و بعد هم با وعدههای فقر و تنگدستی، آدمی را منصرف میکند. اما اگر کسی از این موانع و وسوسههای شیطان عبور کرد و توفیق انفاق یا هر عمل خیر دیگری را پیدا نمود، باز هم شیطان از دسیسههای خود دست بر نمیدارد. چون او به خوبی میداند که تنها انجام عمل خیر اهمّیت ندارد، بلکه عمل خیری مهم است که پس از انجام، سالم به مقصد و به قیامت برسد. بنابراین شیطان تلاش میکند تا عمل او را هر طوری که شده، خراب نماید و انفاق او را باطل کند و نگذارد عملش سالم به مقصد برسد؛ لذا انسان را دعوت میکند که پس از انفاق بر سر گیرنده آن، منّت بگذارد یا با زخم زبان او را اذیت کند که این امر موجب ابطال صدقه میشود.
قرآن کریم مؤمنین را بر این دسیسه شیطان آگاه نموده و میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى» «اى اهل ایمان! صدقه هاى خود را با منّت و آزار افراد باطل نکنید.»(بقره ـ ۲۶۴)
امام صادق (ع) از پیامبر رحمت (ص) چنین روایت میفرمایند: «مَنْ أَسْدَى إِلَى مُؤْمِنٍ مَعْرُوفاً ثُمَّ آذَاهُ بِالْکَلَامِ أَوْ مَنَّ عَلَیْهِ فَقَدْ أَبْطَلَ اللَّهُ صَدَقَتَهُ» «کسی که کار خیری برای مؤمنی انجام دهد، سپس با زبانش او را آزار دهد یا بر او منت بگذارد، خدا صدقهاش را باطل میسازد.» (وسائل الشیعه ج ۹، ص ۴۵۴)
مقصّر کیست؟ Who is guilty
کسانی که تصوّر میکنند در قیامت تمام گناهان خود را به گردن شیطان میاندازند و خود را در پیشگاه خداوند معذور نشان میدهند و خداوند هم عذرشان را میپذیرد، تصوّر باطل و بیجایی دارند، زیرا برای شیطان در برابر اراده و اختیار انسان تسلّطی نیست. انسان با تمام قدرت میتواند با شیطان مخالفت کند.
شیطان در دادگاه عدل الهی همین معنا را به رخ گناهکاران میکشد و عذر آنان را در پیشگاه خداوند متعال بیاساس میداند. «ما کانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لی فَلا تَلُومُونی وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ» «من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنا بر این، مرا سرزنش نکنید خود را سرزنش کنید!»(ابراهیم ـ ۲۲)
بدین گونه شیطان پاسخ دندانشکنی به همه کسانی که گناهان خویش را به گردن او میاندازند و او را عامل انحراف خود میشمرند و به او لعنت میفرستند، میدهد.
What does it mean that Satan masquerades as an angel
شیطان جز درحد دعوت، نقشی در عمل انسان ندارد، در مقابلِ شیطان، فطرت و عقل، انسان را به فضیلت دعوت میکنند. برای تکمیل این دعوت، انبیاء الهی هم مبعوث شدهاند که فطرت را شکوفا و عقل را کامل کنند. سود و زیان انسان را روشن، راه و چاره را برای او مقرّر سازند، امّا با وجود این همه راهنما، او دنبالهرو شیطان میشود. چون کشش شهوات زودگذر چشمانش را خیره نموده است و از طرفی دشواریهای راه سعادت، پیمودن آن را برایش دشوار میسازد که باعث میشود دعوت خداوند عزّوجلّ و رسولش را که میخواستند او را به سعادت ابدی برسانند، رد نماید.
مولای متقیان (ع) از پیامبر خدا (ص) چنین نقل میفرمایند: «انّ الجنْهًْ حفهًْ بالمکاره و ان النار حفت بالشهوات» «بهشت در لابلای ناراحتیها و دوزخ در لابلای شهوات پیچیده است.» (نهجالبلاغه، خطبه ۱۷۱)
حضرت (ع) در ادامه میفرماید: «رحم الله امرأ نزع عن شهوته» «خدا رحمت کند انسانی را که از شهوت خود باز ایستد»
راه نجات The way of salvation
به فرموده قرآن کریم شیطان دارای همزات [تحریکات و وسوسهها]است. تمام شیطانهای پنهان و آشکار این خباثت را دارند که هر نوع وسوسه را درقلب بیاندازند و انسان را ازحق دورکنند. اگر انسان بخواهد در این جنگ - با توجه به اینکه شیطان دارای سپاه فراوان است و قابل رؤیت هم نیست و از هر طرف حمله میکند و تیر میاندازد - پیروز شود، تنها راهش این است که در پناهگاه مستحکمی سنگر بگیرد، تا شیطان او را نبیند و تنها او شیطان را ببیند و از این سنگر خارج نشود، چون یک لحظه غفلت و خروج از این سنگر منجر به تیرخوردن میشود. خداوند متعال به پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطینِ» «و بگو: پروردگارا! از وسوسه هاى شیطانها به تو پناه مىبرم.» (المؤمنون ـ ۹۷)
بدون شک آنچه نجاتبخش است. پناه بردن عملی است، نه گفتن جمله «پناه میبرم» از این جهت «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» وقتی نافع است که انسان حرکت کند و وارد سنگر و دژِ مستحکم الهی شود، نه اینکه به تکرار لفظ آن قناعت کند. همانطورکه در جنگ و جهاد اصغر تکرار جمله «پناه میبرم به این سنگر» انسان را از تیر دشمن حفظ نمیکند.
وجود تقوای الهی در انسان، راه نفوذ شیطان را سد میکند. هرگاه که شیطانی قصد شیطنت و نزدیک شدن داشته باشد، تقوا سبب میشود که او متذکر شود، به خود بیاید و از غفلت خارج شود. قرآن کریم میفرماید: «إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ» «اهل تقوا وقتى از ناحیه شیطان گرفتار وسوسه مىشوند به یاد خدا مىافتند. در نتیجه راه حق را به روشنى مىبینند و بیدار مىگردند.»(ألأعراف ـ ۲۰۱)
از امام علی (ع) چنین روایت شده که فرمود: «الصّلاهًْ حِصْنٌ مِنْ سَطَوَاتِ الشَّیْطَانِ» «نماز دژی محکم در مقابل حملات شیطان است.» (عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، تصنیف غرر الحکم و دررالکلم، ص ۱۷۵) ایشان همچنین میفرمایند: «فَإِنَّ جَارَ اللهِ آمِنٌ وَ عَدُوَّهُ خَائِفُ» «کسی که به خدا پناه آورد در امان است، و دشمن خدا همواره خائف و ترسان است.» (نهجالبلاغه، خطبه ۱۴۷)
بنابراین راه نجات انسان از شر شیطان رجیم، پناه بردن به خداست و تنها در سایه ایمان به خداست که آدمی در مقابل کِید شیطان مقاوم است.
محکمهًْ نَفْس لَوَّامِهsensuality, carnality
در وجود انسان یک حالت روحی و درونی است که انسان را در برابر اعمال زشت مذمّت(reproach) میکند و به حساب اعمال انسان رسیدگی مینماید که «نفس لوّامه» نامیده میشود. هنگام بیداری وجدان، در درون انسان قیامتی به پا میشود و همانطور که در قیامت حساب دقیق گرفته میشود، در قیامت روحی و درونی نیز، به حساب اعمال رسیدگی میشود و نفس لوّامه و وجدان ملامتگر، آرامش را از انسان سلب مینماید. شاید به همین خاطر در آیه «قیامت» و «نفس لوّامه» کنار هم آمده است.
«لا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیامَهًْ وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامهًِْ» «سوگند به روز قیامت و سوگند به نفس ملامتگر» (قیامت ـ ۲-۱) نوعاً افرادی که اسیر خشم و هوای نفسند، در معرض سرزنش آن قرار میگیرند، امّا موضِع افراد در قبال نفس لوّامه مختلف است. عدّهای میکوشند که خود را قانع کنند و به دلایل گوناگون عمل اشتباه را توجیه نمایند. همانند شیطان که وقتی به او امر شد که به آدم سجده کن، کِبر ورزید و سجده نکرد: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهًِْ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبَى وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ» «و زمانى که به فرشتگان فرمان دادیم که به آدم سجده کنید، همه سجده کردند جز شیطان که سرپیچى کرد و کِبر ورزیده و از گروه کافران شد.» (بقره ـ ۳۴)
تکبّر او به حدی بود که وقتی گفته شد که چرا مخالفت امر خداوند نمودی، خطای خود را بگردن نگرفت و با خداوند متعال از راه بحث و جدال وارد گردید و گفت: «قَالَ فَبِمَا اَغْوَیْتَنىِ لَاَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِـرِاطَکَالْمُسْتَقِیمَ» «گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختی، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها کمین میکنم!»(أعراف- ۱۶)
کِبر و مَنیّت او را برای همیشه از درگاه الهی مطرود ساخت، اما عده کمی هم هستند که فکرشان بالاتر و روحشان قویتر است، خودشان گواهی میدهند که خطاکار بودهاند و باید مکافات شوند. نفس لوّامه و وجدان ملامتگر بیجهت آنها را توبیخ نمیکند، لذا تکبّر و خودخواهی را زیر پا میگذارند و صریحاً به خطا و گناه خود اعتراف میکنند. امام حسن مجتبی (ع) میفرمایند: «الْعَارُ أَهْوَنُ مِنَ النَّار» «شرمساری در دنیا آسانتر از دوزخ رفتن است.» (حسن بن علىابن شعبه حرانى، «تحفالعقول، ص ۲۳۴)
حکایت story
حُرّ بن یزید ریاحی (ره) جهت بستن راه بر کاروان ابیعبدالله (ع) به کربلا آمد، امّا در اولین برخوردی که با سالار شهیدان (ع) نمود، اگرچه در آن هنگام هنوز مخالف و مخاصم بود، اما از همانجا وجدانش بیدار شده و در درونش قیامتی به راه افتاد و قبل از آن جنگی که در عاشورا نمود، جنگها در درونش رخ داده بود. در روز عاشورا، قاضی وجدان آخرین رأیش را صادر کرد و به او گفت: حرّ در این لشکر بیکران تو مگر نباید بجنگی؟ و مگر ممکن نیست تو کشته شوی؟ پس چرا در رکاب دشمن باشی؟
حرّ به ندای وجدان بیدارش لبّیک گفت و به سمت حرم امام (ع) حرکت نمود، امّا با خود گفت: اکنون که میروی پس با انکسار و شکستگی برو تا مورد عفو واقع شوی. حُرّ با پشیمانی و شرمساری به حضور حضرت (ع) آمد و سر به زیر کرده و گفت: پسر پیغمبر «هَلْ لِی مِنْ توبةٍ» آیا برای من و جرم عظیم من راه توبه و بازگشتی هست؟ حضرت به او رو کرد و فرمود: «یا شیخُ اِرْفَعْ رَأسَکَ» «ای حُرّ سرت را بلند کن» و از زمانی که امام حسین (ع) این سخن را فرمود، حُرّ در دنیا و آخرت سر بلند شد و به مرحلهای میرسد که هنگام شهادت امام حسین (ع)سر حُرّ را در دامن گرفت و فرمود: «بخٍ بخٍ یا حرّ أنتَ حرٌ کما سمّیت فِی الدّنیا وَ الآخِرهًْ» «آفرین آفرین بر توای حرّ، تو در دنیا و آخرت حرّ هستی همانگونه که تو را حرّ نامیدند.»(محمد بن على ابن بابویه (صدوق)، «الأمالی، ص ۱۶۰)
حُرّ چه زیبا درک نمود آیه شریفه قرآنکریم را که میفرماید: «مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَه غَفُوراً رَحیماً» «آن کس که توبه کند و ایمان بیاورد و کار شایسته کند که البته خداوند لغزشهایشان را تبدیل به ثواب و نیکىها خواهد کرد زیرا پروردگار بخشنده و مهربان است.» (فرقان-۷۰)
سلطه شیطان satan domination بعضی از افراد در مورد سلطه شیطان خرده میگیرند که چگونه خداوند موجود خطرناکی به نام شیطان را بر نوع انسان مسلّط ساخته و در عین حال از آنها میخواهد که پیروی شیطان نکنند. باید دانست که شیطان از دیوار و پشتبام وارد نمیشود، بلکه در میزند. هر کس در را به روی او گشود، شیطان وارد خانه دلش شده و بر او مسلط میشود، امّا کسی که در را به رویش ببندد، شیطان به ناچار مأیوسانه بر میگردد. قرآنکریم در مورد تسلط شیطان بر انسان چنین میفرماید: «إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلىَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَلىَ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ» «بهدرستی که شیطان، بر کسانى که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل مىکنند، تسلّطى ندارد.» (نحل- ۹۹) مقدّمات سلطه شیطان را خودمان فراهم میکنیم. تا مردم ولایت منحرفان را نپذیرند، آنان کاری از پیش نمیبرند.
در واقع وسوسههای تدریجی شیطان، همانند میکربهای بیماریزا هستند که در همه جا وجود دارند. اما از نظر ابتلا، تنها آن گروه را مبتلا میسازند که بر اثر ضعف بُنیه، قدرت مقاومت در برابر میکروب را ندارند. قرآن، إستیلا و تسلط شیطان را تنها بر کسانی میداند که او را دوست خود گرفتهاند و به اغوا و فریب شیطان، نسبت به خدای یکتا شرک ورزیدهاند.
«إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلىَ الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِکُونَ» «تسلّط او تنها بر کسانى است که او را به سرپرستى خود برگزیدهاند، و آنها که نسبت به او [خدا]شرک مىورزند. (و فرمان شیطان را به جاى فرمان خدا، گردن مىنهند)»(نحل ـ ۱۰۰) موحّدین واقعی از نفوذ شیطان بیمه هستند، لکن هر کس به سراغ غیر خدا رفت نفوذ پذیر میشود.
امام علی (ع) میفرماید: «ذِکْرُ اللهِ دعامَةُ الإیمَانِ وَ عِصْمَةُ مِنَ الشّیْطَانِ» «یاد خدا ستون ایمان و مصونیت از شیطان است»(عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص ۱۸۸)
بله، درست است که شیطان به هنگام در زدن اصرار میورزد و پافشاری میکند، اما در برابر او فرشتگان الهی نیز هشدار میدهند و امدادگری میکنند و شیطان نسبت به کسی که خودش را در پناه خداوند قرار داده، ضعیف میباشد.
کمینگاه یأس frustration den
کمینگاه و گلوگاه به موقعیتهایی گفته میشود که برای دشمن فرصتی طلایی و برای ما سخت شکننده و خسارت بار است؛ چون در این موقعیتها، شرایط ما به گونهای است که در تیررس دشمن قرار داریم و هر لحظه ممکن است در دام او گرفتار شویم؛ مانند ماهی که غافل از دام و کمین است و ناگاه به دام میافتد و صید میشود. یکی از این کمینگاهها و فرصت برای شیطان، هنگامی بوجود میآید که انسان از رحمت خدا مأیوس گردد. یأسی که پس از شرک به خدا هیچ گناهی بزرگتر از آن نیست و آدمی را تا سر حد کفر پایین میآورد و از گناهان کبیره نیز شمرده شده است. چنانکه قرآنکریم میفرماید:
«إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ» «از رحمت خدا کسى مأیوس نمىشود، مگر آنکه از گروه کافران باشد.» (یوسف ـ ۸۷) یأس از رحمت خدا و ناامیدی از برآوردن خواستهها و نیازها، بحران میآفریند و سبب جرأت بر جمیع گناهان میگردد؛ چون میگوید: حال که من مورد عذاب خدا قرار گرفتهام چرا خود را از شهوت دنیا محروم نمایم؟ به قول ضربالمثل معروف: «آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه صد نی!»
و در واقع خود را بیپناه میپندارد؛ و شیطان نیز در جستوجوی چنین انسانهایی است که از درگاه خدا قطع امید کرده و بیپناه شدهاند. ابو نصر بزنطی که از اصحاب امام هشتم علیبنموسیالرضا (ع) است، میگوید: خدمت امام عرض کردم: فدایت شوم؛ چند سالی است که از خدا حاجتی میطلبم و در دلم از تأخیر اجابت آن، احساسی دارم؛ حضرت فرمودند:
«إِیَّاکَ وَ الشَّیْطَانَ أَنْ یَکُونَ لَهُ عَلَیْکَ سَبِیلٌ حَتَّى یُقَنِّطَکَ» «مواظب باش! شیطان از این رهگذر، تو را به وسوسه نیندازد تا آنکه مأیوست نماید.»(اصول کافی، ترجمه مصطفوی، ج ۴ ص ۲۴۴)
حکایت anecdote مرد عابدی همیشه با خدای خویش راز و نیاز مینمود و داد «اللّه اللّه» داشت. روزی شیطان بر او ظاهر شد و وی را وسوسه کرد و کاری کرد که این عابد برای همیشه خاموش شد. به او گفت:ای مرد، این همه که تو گفتی، اللّه، اللّه، سحرها از خواب خوش خویش گذشتی و بلند شدی و با این سوز و درد گفتی: «اللّه، اللّه، اللّه» و خدا خدا میگویی، آن هم با این همه درد، آخر یک مرتبه شد که تو لبیک بشنوی؟ تو اگر به در خانه هر کس رفته بودی و این اندازه ناله کرده بودی، لااقل یک مرتبه جوابت را داده بودند. این مرد دید ظاهراً حرف منطقی است! لذا در او موثر افتاد و از آن به بعد دهانش بسته شد و دیگر اللّه، اللّه نمیگفت!
در عالم رؤیا هاتفی به او گفت: تو چرا مناجات خودت را ترک کردی؟
پاسخ داد: من میبینم این همه مناجات که میکنم و این همه درد و سوزی که دارم یک مرتبه نشد در جواب من «لبّیک» گفته شود. هاتف گفت: ولی من از طرف خدا مأمورم که جواب تو را بدهم. گفـت آن الله تــو لبّیـک مـاست و آن نیاز و درد سوزت پیک مـاست حیلـهها و چـاره جـوییهـای تــو جذب ما بود و گشاد این پای تـــو ترس و عشق تو کَمند لطف مـاست زیـر هـر یـا ربّ تـو لبّیـک هاست (مولوی، مثنوی معنوی/ مثنوی) یعنى همان درد و سوز و عشق و شوقی که ما در دل تو قرار دادیم این خودش لبیک ماست!
صدقه، کمر شکن؟! Charity یکی از دستوراتی که در اسلام بر آن تاکید شده و از اهمیت بسزایی برخوردار است،انفاق کردن و صدقه دادن است، ارزش و اهمیت آن به اندازهای است که بیش از هشتاد آیه قرآن، به آن پرداخته است. قرآن وقتی سیمای پرهیزکاران را بیان میکند، یکی از اوصاف نیک آنان را انفاق کردن میداند. «الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاهًَْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ»
«[متّقین]کسانى هستند که به غیب ایمان دارند و نماز را به پاى مىدارند و از آنچه به آنان روزى دادهایم، انفاق مىکنند.»(بقره- ۳). امّا انسان در راه انجام انفاق با موانعی روبرو است که قرآنکریم یکی از موانع مهم انفاق و صدقه را وسوسههای شیطانی میداند که انسان را از فقر و تنگدستی میترساند، بخصوص اگر اموال خوب و قابل استفاده را انفاق کند و چه بسا این وسوسههای شیطانی مانع از انفاقهای مستحبی در راه خدا و حتی انفاقهای واجب مانند زکات و خمس شود.
قرآنکریم در این راستا میفرماید: «الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ» «شیطان، شما را (به هنگام انفاق) وعده فقر و تهیدستى مىدهد؛ و به فحشا (و زشتیها) امر مىکند.» (بقره- ۲۶۸)
میگوید: تامین آینده خود و فرزندان را فراموش نکنید و از امروز فردا را ببینید و آنچه بر خویش رواست بر دیگری روا نیست و امثال این وسوسههای گمراه کننده را مکرّر به انسان میگوید.
به علاوه شیطان، انسان را وادار به فحشاء (depravity) میکند که منظور از آن هر معصیتی است، زیرا شیطان به وسیله ترس از فقر و تهیدستی انسان را وادار به کسب مال از هر طُرُق نامشروع میکند. بنابراین شیطان با وعدههای فقر خود، علاوهبر اینکه توفیق انفاق و صدقه را از انسان میگیرد، آدمی را وادار به فحشاء و معصیت نیز مینماید.
از همین جهت پیامبر اکرم (ص) فرمود: «الصَّدَقَةُ تَکْسِرُ ظَهْرَهُ» «صدقه کمر شیطان را میشکند.» (شیخ حرّ عاملی، وسائلالشّیعه، ج ۱۰، ص ۲۹۶)
شیطان: «من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنا بر این، مرا سرزنش نکنید خود را سرزنش کنید!» بدین گونه شیطان پاسخ دندانشکنی به همه کسانی که گناهان خویش را به گردن او میاندازند و او را عامل انحراف خود میشمرند و به او لعنت میفرستند، میدهد. شیطان جز درحد دعوت، نقشی در عمل انسان ندارد.
دعای هفت هیکل از جمله ادعیه شریفهای است که هر کس آنرا بخواند یا در نزد خود نگه دارد و خداوند تبارک و تعالی او را از غیبت و بدگویی مردمان نگاهدارد و دشمنان او را مغلوب نماید و در بعضی از کتب زیاد بر این مطالب خواص و حسنه نوشتهاند هر کس مایل باشد به آن مراجعه نماید.
دعای هفت هیکل شامل هفت دعای کوچک است که به هر کدام از آنها “هیکل” گفته میشود. این دعابرای در امان ماندن از شر و بدیهای مردم توصیه شده و برای دفع وابطال سحر و طلسم کاربرد دارد.
در واقع این دعا، حصار و دژی محکم است در برابر سحر و طلسم. کسی که دعای هفت حصار را به همراه داشته باشد همچنین به اذن خداوند تبارک و تعالی از هر گونه چشم زخمی در امان خواهد بود
A haikal means a sanctuary/temple and the seven listed are all ayaat of the Quran; they are to be recited to be safeguarded from evil and it is to ward off the evil eye. Abu Huraira (RA) reported that the Messenger of Allah (SAW) said, A person who recites or keeps this Dua with him will live a good life in this world and he will die with Imaan[ true faith].
What are the benefits of 7 haykal?
It states that reading or keeping Haft Haikal daily will reward the reader with spiritual benefits, including freeing one's parents from hell, protection from evil spirits, and receiving rewards equivalent to good deeds like reciting the Quran, performing Hajj pilgrimages, and freeing slaves.
What is the healing dua 7 times?
The Messenger of Allah (peace and blessings of Allah be upon him) said to him: “Put your hand on the part of your body that hurts and say: 'Bismillaah' (in the name of Allah) three times, then say seven times: 'I seek refuge in Allah and His Power from the evil of what I find and I fear.
How to ask Allah for a miracle?
Recite Dua with Humility: Recite your dua with humility and a soft heart. State the miracle you are asking for and clarify how Allah can help. Invoke Allah's Names: Try using Allah's names that are relevant to what you are asking for. For instance, “Ya Razzaq” for provisions or “Ya Shafi” for healing.
هیکل اول
بِسْم اللهِ الَّرحْمنِ الرَّحیمْ
اُعیذُ نَفْسی بِاللهِ الْعَلِیَّ الْعظیمِ اللهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأخُذُهُ سِنَهٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّمواتِ وَ ما فِی الأرْضِ مَنْ ذَالَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ اِلاّ بِاِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ اَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ اِلاّ بِماشاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمواتِ وَ الأرْضَ وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظِهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَطیمُ.
Magic is the practice of beliefs, rituals and/or actions which are said to control and manipulate, either natural or supernatural, beings and forces. Typically, magic is categorised as independent from both religion and science, due to its various beliefs and practices.
to Remove Hex, Curse, black magic, dawn, witchcraft, enchantment, sorcery, charm, theurgy, witchery, wizardry, bewitchment
Can't Remove Glyph 'Bad Luck Go Away!' To Break Voodoo ... Chant to remove negative Energy
The English words magic, mage and magician come from the Latin magus, through the Greek μάγος, which is from the Old Persian maguš. (magician).The Old Persian magu- is derived from the Proto-Indo-European *magh (be able). The Persian term may have led to the Old Sinitic *Mᵞag (mage or shaman).The Old Persian form seems to have permeated ancient Semitic languages as the Talmudic Hebrew magosh, the Aramaic amgusha ("magician"), and the Chaldean maghdim ("wisdom and philosophy"); from the first century BCE onwards, Syrian magusai gained notoriety as magicians and soothsayers.
If your whole body is suffering without any disease or there is any kind of any pain in your body, then it is a symptom of black magic.
If you feel jealous of your whole body and because of that your whole body is meditating. So this is also a symptom of black magic.
If your heart is beating at an unnatural pace and you feel that you are having trouble breathing as well as pain in your chest, then this can also be a symptom of black magic.
It is also one of the reasons that the color of the face is yellow, the more powerful the magic is, the more yellow the color of your face will be.
If you have a lot of happiness and still you are unhappy and you are not enjoying any kind of pleasure; then these may be signs of black magic.
Repeated hunger, whatever you eat, will soon digest, due to which you get hungry again and again.
Constant anxiety, suicidal tendencies, desire to move from home and family.
Continuing illness of any family member.
Sterility without any physical deficiency or without any medical reason.
Abortion or death of children. Sudden unnatural death in the family.
Strife between spouses or family fear of enemies
Magic in Islamforms part of what are called ʿulūm al-ghayb, "the occult sciences," which include divination, astrology, oneiromancy, and all fields of learning relating to prophecy. Magic (Arab., siḥr ) is an important branch, like divination and astrology, with which some forms of magic overlap.Following the very rich literature of magic in Islam, I shall here treat the various categories of siḥr in three sections: black magic (ʿilm al-siḥr ), theurgy (ʿilm al-khawāṣṣ wa-al-ṭalāsim ), and white or natural magic (ʿilm al-ḥiyal wa-al-shaʾwadhah ).
The first section will deal with divinatory magic, exorcism of demons, spells and the summoning of spirits into bodily forms.
The second section will examine the properties of divine names, numbers and certain spells, sympathetic magic or sorcery, amulets, talismans and potions, charms, and the properties of medicinal plants.
The third section will consider the mutual connections between effective and efficient forces, the ability to vanish instantly from sight, and prestidigitation.
What is the difference between Spell and Magic?
magic - is the practice or action of using charms, spells, or rituals to produce supernatural effects.
spell - word or formula believed to have magic power
When you do magic, you cast spells. Spell is the name of the specific action (i.e. spell of charm) and magic is more global.
"Magic" is a metaparadigm. "Spell" is a specific application of "magic".
"Cookery" is a metaparadigm. A "recipe" is a specific application of "cookery".
degrees of demonic possession
حضرت علیعلیه السلام می فرماید:
«اَلعَینُ حَقٌّ، وَالرُّقی حَقٌّ، وَالسِّحرُ حَقٌّ، وَالفَألُ حَقٌّ، وَالطَّیرةُ لَیستْ بِحَقٍّ»؛چشم زخم و طلسم و جادو و فال نیك زدن واقعیت دارد، اما فال بد زدن واقعیت ندارد.
مشخصات شخص سحر، جادو ،طلسم شده:
سر درد شدید یا خفیف ولی طولانی مدت
سرگیجه ناگهانی
ضعف و بی حالی
نداشتن میل به غذا
کبود شدن زیر چشم
خواب های وحشتناک و بی مفهوم
اختلالات در خواب و خلق و خو یا بد اخلاق شدن
شب بیدار بودن و صبح خوابیدن
درد قفسه سینه به صورت محدود و گاه و بی گاه
بد شدن عجیب رفتار مردم با شما به صورت پاره وقت و یا همیشگی
گره ایجاد شدن در هر کاری که دست میزنید
روی آوردن به سمت قرص
فکر کردن زیاد و بی معنی
عاشق شدن به فردی که هرگز در دسترس نیست در کل عشق آزار دهنده
کم شدن رزق
خواب رفتن بدن و اعضای بدن هنگام خواب و یا بیداری با کم ترین فشار به بدن
بالا پایین رفتن فشار خون و سرگیجه
لرزش گاهی بدن و یا دست ها
راهکارهایی برای ابطال سحر و طلسم و جادو و ...
The Benefits of 4 Qul
برای پناه بردن از شر شیطان و جن "بسم الله الرحمن الرحیم" بگویید
پناه بردن به خداوند (گفتن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) و زیاد خواندن سورههای فلق و ناس؛
خواندن آیه ۵۱ و ۵۲ سوره قلم (یعنی از: «و إن یکادالّذین ... تا آخر سوره»)
صدقه دادن almsgiving
گفتن ذکر: ما شاء الله لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
پیامبر صلی الله علیه و آله که فرمود: شیطان دو نوع است: شیطان جنی و شیطان انسی. شیطان جنی با گفتن: لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم دور می شود . شیطان انسی با گفتن صلوات بر محمد و آل محمد از انسان دور می شود
نوشتن و خواندن آیه الکرسی
مهمتر از همه توجه به قدرت الهی و پناه بردن به او از همه شرور و آفات است.
امام صادق علیه السلام میفرماید:در شگفتم برای کسی که ترس به او غلبه کرده است!! چگونه به ذکر:حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل «خدا ما را کافى است و او بهترین حامى ماست» پناه نمیبرد.
امام صادق علیهالسلام میفرماید:در شکفتم از کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر:لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمین «خداوندا جز تو معبودى نیست! منزّهى تو! من از ستمکاران بودم» پناه نمیبرد.
امام صادق علیهالسلام میفرماید:در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده است چگونه به ذکر: وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد«من کار خود را به خدا واگذار کردم که خداوند نسبت به بندگانش بیناست»پناه نمیبرد؟ .
امام صادق علیه السلام می فرماید:در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زینتهای دنیا است چگونه به ذکر:ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه «قوّت و نیرویى جز از ناحیه خدا نیست»پناه نمیبرد.
رسول خدا (ص) فرمود: هرکه این دعا را در هر صبح و شام بخواند، حق تعالی چهار فرشته بر او بگمارد که او را از پیش رو و پشت سر و جانب راست و طرف چپ حفظ کنند و در امان خدای عزوجل باشد و اگر آفریدگان از جنّ و انس بکوشند که بر او زیانی برسانند توفیق نیابند
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است، به نام خدا، بهترین نامها، به نام خدا، پروردگار زمین و آسمان، به نام خدا که سمّی و دردی با نامش زیان نمیرساند، به نام خدا صبح کردم و بر خدا توکل کردم، به نام خدا بر دل و جانم، به نام خدا بر دین و عقلم، به نام خدا بر خاندان و داراییام، به نام خدا بر آنچه پروردگارم به من بخشید، به نام خدا که با نامش چیزی در زمین و آسمان زیان نمیرساند و او شنوای داناست، خدا خدا پروردگار من است چیزی را شریک او نکنم، خدا بزرگتر است؛ خدا بزرگتر است و عزیزتر و عظیمتر است از آنچه میترسم و پرهیز میکنم، عزیز است پناهندهات، بزرگ است ثنایت و معبودی جز تو نیست، خدایا من به تو پناه میآورم، از شرّ خودم و از شرّ هر سلطان سرسخت و از شرّ هر شیطان ستمگر و از شرّ هر سرکش لجباز و از شرّ هر پیش آمد بد و از شرّ هر جنبندهای که تو گیرندهی مهارش هستی، بهدرستی که تو بر راه استواری و بر هر چیز نگهبانی، بهحق، سرپرست من خداست که قرآن را نازل کرد و او شایستگان را سرپرستی میکند، پس اگر روی بگردانند بگو: خدا مرا بس است، معبودی جز او نیست، بر او توکل کردم و او پروردگار عرش عظیم است.
And whoever does an atom's weight of evil will see it.
و هر كه هموزن ذره اى بدى كند [نتيجه] آن را خواهد ديد (۸)
در فضیلت این سوره از امام صادق علیه السلام روایت است: از قرائت سوره زلزال خسته نشوید زیرا هر کس در نمازهای مستحب خود این سوره را بخواند آزار زلزله ای بر او نخواهد رسید و بوسیله زلزله، صاعقه یا آفتی از آفات دنیایی، نخواهد مرد و وقتی وفات کرد دستور می دهند او را به بهشت برند و خداوند می فرماید: ای بنده من در هر جای بهشت که دوست داشتی جای گیر.
Surah Zilzal highlights the importance of doing good deeds and living a righteous life and warns against the consequences of ignoring Allah's commands.
Surah zilzal ( Arabic: سورة الزلزلة ) is the 99th surah of the Quran and it is found in the last juz, chapter 30 with only 8 verses.
The theme of surah Zilzal: Those who do good deeds will have nothing to fear on that day, but those who have done evil will be sufferers. This Surah is a powerful reminder of our mortality and should motivate us to lead righteous lives.
Surah Zilzal Tafseer:
When the earth is shaken with its [final] earthquake. In its introduction, the surah deals with one of the most prominent events of the Day of Resurrection, when the stationary earth trembles severely, and is shaken by a great earthquake.
And the earth discharges its burdens.
خواص سورهزلزله
برای دیدن امورات عجیب در خواب:هنگامی که خواستی در خواب امورات عجیب یا حاجت و خواسته ای را که داری ببینی که چه می شود، هنگامی که سرت را در هنگام خواب روی بالش گذاشتی، سوره زلزال را 7 مرتبه قرائت کن. پس از این کار بگو: «یا ملائکة ربّی بحق هذه السورة و من انزلها و من نزلت علیه و بحق اسماء الله علیکم و آیاته الکافة کلّها الّا ما اخْبِر تُمونی فی لیلتی هذه کذا و کذا.» یعنی در این جا ذکر حاجت می کنی که در خواب نشان دهند که چه خواهد شد. پس به اذن خداوند به تو پس از دو شب یا 5 شب در عالم رویا آنچه را که باید نشان بدهند می دهند. همه این موارد را باید در حالی که طاهر و پاکیزه و با وضو هستی انجام دهی
راه رسوا کردن دزد: از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: هر کس سوره زلزال را بنویسد و به سارقی بخوراند دزد به کرده خود اقرار کرده و رسوا می شود...
در امان بودن:در سخنی از امام صادق علیه السلام آمده است: هر کس سوره زلزال را بنویسد و با خود همراه داشته باشد یا آن را قرائت نماید و بعد بر شخصی که از او می ترسد وارد شود از آنچه می ترسد در امان خواهد بود...
برای لرزش بدن: امام صادق علیه السلام فرموده اند: ...اگر [این سوره را] بر ظرف جدیدی نوشته شود و بیماری که لرزش دارد به آن بنگرد به اذن خدا تا سه روز دیگر بهبود می یابد.
سوره زلزال سوره جامع: مردی به حضور رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم رسید و گفت: ای رسول خدا سوره ای از قرآن بگو تا بخوانم. پیامبر فرمودند: سه سوره از سوره هایی را که با «الر» آغاز می شود[یونس؛ هود، یوسف، ابراهیم، حجر]را بخوان. آن مرد گفت: من پیرم و مشکلاتی دارم نمی توانم آن را بخوانم. پیامبر فرمود: سه سوره از سوره هایی را که با «حم» آغاز می شود[غافر، فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه، احقاف] را بخوان. آن مرد همان حرف سابق را تکرار کرد. پیامبر فرمودند: سه سوره از سوره های «مسبحات» را بخوان [حدید، حشر، صف، اعلی، جمعه، تغابن]؛ باز هم جمله پیرمرد تکرار شد و گفت: ای رسول خدا یک سوره جامع را بگو آنگاه ر سول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: سوره «زلزال» را قرائت کن. آنگه رسول خدا سوره زلزال را برایش قرائت کرد . وقتی به پایان سوره رسید پیرمرد گفت: قسم به خدایی که تو را به حق مبعوث کرد همین برایم کافی است و بر آن نمی افزایم. وقتی پیرمرد آنجا را ترک می کرد: پیامبر فرمود: آن پیرمرد رستگار شد.
An angel is a spiritual being believed to act as an attendant, agent, or messenger of God, conventionally represented in human form with wings and a long robe. If you describe someone as an angel, you mean that they seem to be very kind and good. An angel is a supernatural being in various religions. The theological study of angels is known as angelology. Angels are divine beings that come in many different shapes, sizes, and forms. Many people believe in them and have experienced their presence.Many others believe in them yet have never seen them before. Angel is a given name meaning "angel", "messenger". In the English-speaking world Angel is used for both boys and girls. From the medieval Latin masculine name Angelus, which was derived from the name of the heavenly creature (itself derived from the Greek word ἄγγελος (angelos) meaning "messenger"). An angel is a supernatural being in various religions.
In Islam, angels (Arabic: ملاك malāk, "messenger"; plural: ملاًئِكة malā'ikah, "messengers") are believed to be heavenly beings, created from a luminous origin by God.They have different roles, including their praise of God, interacting with humans in ordinary life, and carrying on laws of nature.
Islam acknowledges the concept of angels both as anthropomorphic and abstract. Angels are usually described in anthropomorphic forms combined with supernatural images, such as wings, being of great size, wearing heavenly clothes and great beauty. Some angels are identified with specific colors, often with white, but some special angels have a distinct color, such as Gabriel being associated with the color green. One of the Islamic major characteristic is their lack of bodily desires; they never get tired, do not eat or drink, and have no anger. As with other monotheistic religions, angels are characteristics of their purity and obedience to God. Ways to Ask For Help from the Angels Abrahamic religions often depict them as benevolent celestial intermediaries between God (or Heaven) and humanity. Other roles include protectors and guides for humans, and servants of God.
which vary by sect and religion. Some angels have specific names (such as Gabriel or Michael) or titles (such as seraph or archangel). Those expelled from Heaven are called fallen angels, distinct from the heavenly host. Muslims believe that angels, or malaikah , were created before humans with the purpose of following the orders of Allah and communicating with humans. Muslims believe that angels, like all other creatures, were created by God. In Islamic belief, angels communicate messages from Allah to humanity.Jibra'il is the archangel responsible for revealing the Quran to Muhammad, verse by verse. Jibra'il is the angel who communicates with all of the prophets and also descends with the blessings of God during the night of Laylat al-Qadr ("The Night of Divine Destiny (Fate)").
A guardian angel is a type of angel that is assigned to protect and guide a particular person, group or nation. Belief in tutelary beings can be traced throughout all antiquity. The idea of angels that guard over people played a major role in Ancient Judaism. In Christianity, the hierarchy of angels was extensively developed in the 5th century by Pseudo-Dionysius the Areopagite. The theology of angels and tutelary spirits has undergone many changes since the 5th century. Belief in both the East and the West is that guardian angels serve to protect whichever person God assigns them to, and present prayer to God on that person's behalf.
Archangels That CanHelp You Find Love
The Angel of Love looks upon a heart and shine her light upon it. This is to answer your heart's true path.
Additionally, you can call upon these 5 archangels whose specialties are related to romantic love:
Archangel Michael, who provides guidance, protection, and clearing to ensure that we are in healthy partnerships
Archangel Jophiel, who beautifies us inside and out
Archangel Chamuel, who guides us to find whatever we’re seeking, including romance and partnership
Archangel Raphael, who helps our hearts heal from the past and stay open to present and future love
Archangel Raguel, who instills harmony within relationships, ensuring peaceful interactions and communication
Sophia, Archangel of Love. Archangel Chamuel is the archangel of unconditional love, which can take many forms. Seekers of divine love, self-love, and the love of others (in any context) may call upon Archangel Chamuel's blessing and intervention.
the top 10 signs that angels are near are:
Coins appear
Feathers appear
Butterflies appear
Messages in dreams
See a sparkle or orb of light
Symbols and images in clouds
Repeating patterns of numbers appear
Sense a temperature change or goosebumps
Hear a spoken message, often as a song lyric
See printed signs, such as a book opened to a certain page
Signs of Angels goes on to state that feathers are among the most common early signs that angels are near.
Most people have actually seen an angel but failed to recognize the phenomenon for an angel
Seven angels or archangels correspond to days of the week:
What are the 7 angels of God?
Michael (Sunday),
Gabriel (Monday),
Uriel (Tuesday),
Raphael (Wednesday),
Selaphiel (Thursday),
Raguel or Jegudiel (Friday),
Barachiel (Saturday).
Duties assigned to angels include, for example, communicating revelations from God, glorifying God, recording every person's actions, and taking a person's soul at the time of death. > List of angels in theology
In Abrahamic religions, fallen angels are angels who were expelled from heaven. The literal term "fallen angel" appears neither in the Bible nor in other Abrahamic scriptures, but is used to describe angels who were cast out of heaven or angels who sinned. Such angels often tempt humans to sin.The idea of fallen angels derived from the Book of Enoch, a Jewish pseudepigraph, or the assumption that the "sons of God" (בני האלוהים) mentioned in Genesis 6:1–4 are angels. In the period immediately preceding the composition of the New Testament, some sects of Judaism, as well as many Christian Church Fathers, identified the "sons of God" of Genesis 6:1–4 as fallen angels. Rabbinic Judaism and Christian authorities after the third century rejected the Enochian writings and the notion of an illicit union between angels and women producing giants. Christian doctrine states that the sins of fallen angels start before the beginning of human history.
Accordingly, fallen angels became identified with angels who were led by Satan in rebellion against God and equated with demons. However, during the late Second Temple period, demons were not thought of as the fallen angels themselves, but as the surviving souls of their monstrous offspring. According to this interpretation, fallen angels have intercourse with human women, giving existence to the Biblical giants. To purge the world of these creatures, God sends the Great Deluge and their bodies are destroyed. However, their spiritual parts survive, henceforth roaming the earth as demons.
The concept of fallen angels is debated in Islam. Opposition to the possibility of erring angels can be attested as early as Hasan of Basra. On the other hand Abu Hanifa (d. 767), founder of the Hanafi school of jurisprudence, distinguished between obedient angels, disobedient angels and unbelievers among the angels, who in turn differ from the jinn and devils (shayatin).The Quran mentions the fall of Iblis in several Surahs. Further, Surah 2:102 implies that a pair of fallen angels introduces magic to humanity. However, the latter angels did not accompany Iblis. Fallen angels work in entirely different ways in the Quran and Tafsir.According to Umm al-Kitab, Azazil boasts about himself being superior to God until he is thrown into lower celestial spheres and ends up on earth. According to a hadith (tradition) mentioned in Al-Tha'alibis (961–1038) Qisas Al-Anbiya, Iblis commands his host of rebel angels and the fiercest jinn from the lowest layer of hell. In a Shia narrative from Ja'far al-Sadiq (700 or 702–765), Idris (Enoch) meets an angel, which the wrath of God falls upon, and his wings and hair are cut off; after Idris prays for him to God, his wings and hair are restored. In return they become friends and at his request the angel takes Idris to the heavens to meet the angel of death.Some recent non-Islamic scholars suggest Uzair, who is according to Surah 9:30 called a son of God by Jews, originally referred to a fallen angel.While exegetes almost unanimously identified Uzair as Ezra, there is no historical evidence that the Jews called him son of God. Thus, the Quran may refer not to the earthly Ezra, but to the heavenly Ezra, identifying him with the heavenly Enoch, who in turn became identified with the angel Metatron (also called lesser YHWH) in merkabah mysticism.
Who was God's first angel?
Daniel is the first biblical figure to refer to individual angels by name, mentioning Gabriel (God's primary messenger) in Daniel 9:21 and Michael (the holy fighter) in Daniel 10:13. These angels are part of Daniel's apocalyptic visions and are an important part of all apocalyptic literature. Azrael, Arabic ʿIzrāʾīl or ʿAzrāʾīl, in Islam, the angel of death who separates souls from their bodies; he is one of the four archangels (with Jibrīl, Mīkāl, and Isrāfīl) and the Islamic counterpart of the Judeo-Christian angel of death, who is sometimes called Azrael.
Our personal guardian angels are here to help us only, whereas the archangels are here to serve everyone. They have particular qualities and are associated with particular signs but anyone can call upon them for help in that particular area.We can ask for help from our guardian angels or archangels by communicating with them in meditation or prayer, they are all around us but we need to seek their help and give them permission to intervene in our life situations.
با اینکه فرشتگان (به تعبیر قرآنی: "ملائکه") موجوداتی غیرمادیاند، بهطور معمول با استفاده از تصویر و تمثیل از آنها یاد شدهاست. در قرآن (سورهٔ فاطر، آیهٔ ۱)، فرشتگان با بالهای دوگانه، سهگانه یا چهارگانه معرفی شدهاند که حکایت از تواناییهای متعدد آنان دارد. فرشتگان جایگاه و کار معینی دارند و هیچگاه از فرمان خدا سر بازنمیزنند و میتوانند با چهره انسان، بر پیامبران و برخی از اولیای الهی ظاهر شوند و پیامهای خداوند را به آنان بدهند یا دستورات خداوند را انجام دهند. آنان در زمانهای گوناگون به یاری مؤمنان میآیند و آنان را در حل مشکلات یاری میدهند و هنگامی که خداوند آدم را خلیفه خود در زمین گردانید، تمامی فرشتگان بهجز ابلیس بر او سجده کردند. ابلیس که خود از جنیان بود و با عبادات بسیار به این مقام معنوی رسیده بود، به دلیل تکبر و نافرمانی از بهشت رانده شد.
رَقیب و عَتیدنام دو فرشته نویسنده اعمال انسان است. این دو نام برگرفته از آیه ۱۸ سوره ق «ما یلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ» است.
بر اساس برخی روایات، رقیب بر شانه راست فرد نویسنده کارهای نیک و عتید بر شانه چپ نویسنده گناهان هستند. این دو فرشته در هنگام مرگ بر انسان ظاهر شده و در قیامت بر اعمال او گواهی میدهند. قرآن با تعابیر مانند «رُسُل»، «کِرامَاً کاتِبینَ» و «حافظین» نیز از این فرشتگان یاد کرده است.
به باور مسلمانان همواره دو فرشته همراه انساناند که کارهای نیک و بد او را ثبت میکنند. به این دو فرشته در قرآن کرام الکاتبین گفته شده که به معنی نویسندگان بزرگوار است.
چرا این فرشتگان را کرام الکاتبین میگویند، در جواب باید گفت:
توصیف فرشتگان به این صفت، باعث میشود تا انسانها بیشتر مراقب اعمال خویش باشند؛ زیرا هر قدر ناظر بر اعمال انسان، شخصیت والاتری باشد، انسان بیشتر از او ملاحظه میکند و از انجام گناه شرمندهتر میشود.تعبیر به «کاتبین» در حقیقت تأکیدی است بر این معنی که آنها به حافظه قناعت نمیکنند، بلکه دقیقاً مینویسند و ثبت میکنند و به این ترتیب هرگز چیزی از آنها فوت نمیشود و صغیر و کبیر را ثبت میکنند.
تعبیر به «یعلمون ما تفعلون» باز تأکید مجددی است بر این حقیقت که آنها از همه اعمال شما بدون استثنا آگاهند و نوشتن آنها بر اساس همین آگاهی است.
یکی دیگر از کرامت فرشتگان این است که انسان اگر در ذهنش تصور و نیت عمل نیکی بیاید، ملائکه آن نیت و تصور را انجام شده تلقی می کند و مینویسند، میگوید ای کاش پول میداشتم بیمارستان یا جاده میساختم، امّا حالا ندارد. با این قید که اگر داشت، همان نیت خیر او را به حساب او مینویسند، امّا اگر نیت گناه کند تا زمانی که انجام ندهد به حساب او منظور نمیکنند. هم چنین اگر عمل خیری انجام دهد، آن را ده برابر مینویسند.
کرامت دیگر ملائکه: اگر از ما یک گناه صادر شد، یک گناه بیشتر نمینویسند، و تا ۷ ساعت مهلت میدهند شاید انسان استغفار کند و همان یکی را هم ننویسند.
سرشت فرشتگان و امور مرتبط با آنان در ادیان و سنن مختلف، متفاوت است. در یهودیت، مسیحیت و اسلام آنها معمولاً به عنوان پیامآوران از سوی خدا عمل میکنند. آنان همچنین گاهی نقشهای جنگجو و نگهبان را به عهده دارند. نظریات در مورد مختار بودن یا مجبور بودن فرشتگان متفاوت است. همچنین فرشتگان با امشاسپندان در دین زرتشت (مزدیسنا) قابل مقایسهاند. درحالیکه تظاهر فرشتگان متفاوت است، بسیاری آنان را همچون آدمیان تصویر کردهاند. در باورهای عامیانه فرشته نماد پاکی و خیرخواهی است.
ارتباط با فرشتگان: شما هم اکنون فرشتگان نگهبانی در کنار خود دارید، این فرشتگان موجوداتی ناب از نور الهی هستند که کاملا قابل اطمینان بوده و می خواهند در تمامی جنبه های زندگی تان شما را یاری کنند. کلمه فرشته در لاتین به معنی پیام آور خداست .و فرشتگان همانند مامورین پست الهی، پیغام رسان پیام های خالق و مخلوق هستند.
فرشتگان به همه انسان ها بدون قید و شرط عشق می ورزند. آن ها ورای ظاهر، ما را روح خدایی می بینند. آن ها تنها خداگونگی و توان بالقوه ما می نگرند و نه به اشتباهات ما. بنابراین ما را قضاوت نمی کنند و تنها عشق را به زندگی ما می آورند. ما در کنار فرشتگان ایمن هستیم و کاملا می توانیم به آنها اعتماد کنیم. ایمان و تردید شما هیچ اهمیتی ندارد چرا که فرشتگان، شما را باور دارند. آنها نور درونی شما را می بینند، از استعدادهای واقعی شما باخبرند و درک می کنند که شما رسالت مهمی در این زندگی برعهده دارید. آنها می خواهند به شما در همه امور کمک کنند.
شما برای ارتباط با فرشتگان نیازمند فراگیری آموزش های خاص نیستید و لازم نیست که قدیس باشید یا در برنامه ها مذهبی شرکت کنید. فرشتگان به هر شخص و در هر چه از آن ها بخواهد، یاری می رسانند. کمک آنها همیشه در دسترس و به صورت رایگان است و این شعار نیست. در زمان جاهلیت به ملائکه "بنات الله" می گقتند، یعنی ملائکه دختران خدا هستند ! در آن زمان دو قبیله خزاعه و کنانه عقیده داشتند که فرشتگان دختران خدا هستند.بت هایی هم که می ساختند به شکل ملک درست می کردند و اسم زن ها را روی آن می گذاشتند.قرآن به صراحت مؤنث بودن فرشتگان را مردود دانسته و آن را باور مشرکان می داند.مذکر و مؤنث بودن در حوزه مادیات و جسمانی بودن موجودات مطرح است و بنا بر اینکه ملائکه موجودات مجرد می باشند، مذکر و مؤنث بودن در آنها معنا ندارد (المیزان، ج۱۷، ص ۹ و ۱۰)، همانطور که نسبت به خورشید و ماه مذکر و مؤنث بودن بی معناست.
اسامی چهار فرشته مقرب خدا: (فرشتگان اعظم)
اسرافیل : فرشته صور Seraph
عزراییل: فرشته مرگ – یاور خدا Azrael
جبرائیل: فرشته وحی Gabriel
میکایل: فرشته محافظ Michael
آیا احساس کرده اید که گاهی در معرض خطر جدی قرار گرفته اید بدون آنکه متوجه شوید شخصی یا نیرویی شما را از آن خطر مصون نگه داشته است؟! با دقت و تأمل در این امور، در می یابید که فرشتگان الهی به امر خداوند، همواره آدمی را از تهدیدها، حوادث و بلایا حفظ می کنند . ملائکه در خصوص انسان ها، موظف و مأمور به انجام دادن اموری هستند؛ یکی از آنها حفظ انسان ها در جهات مختلف و شئون گوناگون است.
گروهی از فرشتگان مأمورند تا انسان را از مهلکه ها، بلاها، حوادث، خطرات و تهدیدها برای حیات دنیوی حفظ کنند، البته نوع انسانها بدین امر توجه ندارند؛ مگر آنکه اهلیت فهم این حقیقت را بیابند. این گروه از فرشتگان، «ملائکه حفظه» نامیده می شوند.آنها در واقع از مظاهر اسم «حفیظ» خداوندی هستند؛ چنان که ملائکه قبض کننده ی روح از جلوه های اسم «قابض» حق و فرشتگان تصویرگر موجودات از تجلّی های اسم «مصوّر» خداوند سبحان اند. خداوند قبل از تولد شما به روح شما فرشتگان نگهبان (همه ما بیش از یک نفر داریم) اختصاص داده است. برخلاف فرشته های دیگر، فرشتگان نگهبان منحصراً متعلق به شما هستند. به فرشتگان نگهبان خود مانند کارآگاهان خصوصی فکر کنید، اما آنها فقط یک نقطه تمرکز دارندکه آن هم شما هستید.فرشتگان حفظ کننده، به دستور و مشیت الهی حافظ انسان از تهدیدات حیات دنیوی اند تا زمانی که هنگام مرگ فرا رسد که در آن وقت مأموریت آنان به پایان می رسد. هر فرشته نگهبان مانند یک مادر، پرورش دهنده است، یک مادر کهن سال، مادر “کامل” است. این مادر همیشه به دنبال فرزند خود می دود و تمام تلاش خود را برای حفظ امنیت کودک انجام می داد. او مطمئناً علاقه جدی به زندگی کودک خواهد داشت و سفر زمینی او را از نزدیک دنبال می کند. این همان احساسی است که فرشتگان نگهبان نسبت به شما دارند، احساسی که یک مادر متبحر نسبت به فرزندش دارد و درست مثل بهترین مادرها، عشق یک فرشته نگهبان نیز بی قید و شرط است. فرشته های نگهبان می توانند به شما آرامش دهند، راهنمایی کنند و افراد و فرصت ها را وارد زندگی شما کنند.
فرشته ها درداستان های کهن: Angels in ancient stories
آپام: فرشته آب ;آذر: فرشته آتش نام او در طلسم خورشید هفت پر نقش بسته است ؛بهرام: فرشته پیروزی ؛شیر فرشته:در دین زرتشت سمبل یک لیوان شیر او محافظ گاوها است ؛مرداد: فرشته دریا و در فارسی او فرشته مرگ است ؛آمابیل: فرشته ای از آسمان – فرشته روز پنجشنبه – منتسب به سیاره مریخ- فرشته ای برای مسایل غریزی انسانها ؛آنائول: فرشته تجارت ؛آمیل: یکی از بی شماران فرشته های دروازه بادهای غربی ؛ آرشر (فرشته کمانگیر) : فرشته انسانها – فرشته دلو؛ آرباتل: فرشته وحی ؛آنتریل: فرشته تعادل و هارمونی و هماهنگی ؛آشریل: یکی از هفت فرشته ای روی زمین حکومت می کنند ؛آسیل: فرشته شفا ؛آی ملک: (ترکی) فرشته ماه ؛آیئیل: فرشته آینده؛ ال ال: یکی از فرشتگان نگهبان بادهای شمالی ؛اوریل: فرشته باستانی فرانسوی ها – فرشته سرنوشت ؛اوفریل: فرشته مراقبه و معنویت عمیقا؛ لیندا: فرشته باستانی آسمان- فرشته حافظ دارایی ؛باربیل: فرشته ماه اکتبر ؛حزقیال: فرشته مرگ و تحول – دارای ١٨ هزار پر ؛فارزوف: فرشته لذات شهوانی ؛فاگیل: فرشته ای که در آیینهای مذهبی برای استجابت دعا فراخوانده می شود ؛فانوئل: فرشته ندامت و توبه ؛فرشته آه: فرشته روز یکشنبه– در فارسی فرشته آرزوهاست :کدار: فرشته گناهان ؛گتل: فرشته نگهبان چیزهای پنهانی ؛لابوس: یکی از پنج فرشته قدرت ؛نکیر: فرشته ای که سوالهای آخرت را در قبر از انسانها می پرسد و تعیین میکند انسان باید به بهشت برود یا جهنم ؛هابیل: فرشته روز دوشنبه – فرشته ای از آسمان اول – فرشته عشق واقعی و رمانس- طلسم عشق نیز نامیده می شود.
Although angel stories can be found within Judaism, Christianity, and Islam, it should also be noted that some ancient cultures (in addition to Sumeria) had stories of angels. Babylon, Persia, Egypt, Greece as well as Eastern religions (such as Buddhism and Hinduism) also tell the tales of benevolant spirit beings interacting with mankind, though they may have been known by different names. Angel stories are an ancient tradition. Angels and angel stories pre-date the oldest Hebrew texts of the Bible. The Sumerians, who pre-date even the Egyptian society, are the oldest recorded ancient civilization who used winged humans in their carvings and statues. The Sumerians tell the oldest known angel stories of “messengers of the gods” who would intervene between the “gods” and men. Angel stories since permeate throughout ancient and most primitive cultures, as winged beings seem to be found within most all of their artwork and lore.
سه فرشته ای که همیشه همراه شما هستند: always with me always with you
فرشته های نگهبان(Guardian angels): هر فردی بدون هیچ استثنایی فرشته نگهبان دارد که هیچ ربطی به مذهب و ملیت و نژاد و ... ندارد. برخی افراد در این مورد شک دارند که آیا آنان لیاقت داشتن فرشته نگهبان را دارند یا خیر؟ همه شما بی تردید فرشته نگهبان دارید.
فرشته هاییاری رسان(Helping angels): سایر فرشتگان نیز برای کمک، هدایت، محافظت و آسایش به ما انسان ها کمک می کنند.فرشته ها همیشه برای کمک به ما حاضرند بخصوص زمانی که هدف و نیت ما ایجاد شادی و لذت و خیر در جهان و برای خود و دیگران باشد.
فرشته های اعظم یا مقرب(closest to god angels): فرشته هایی که بر فرشتگان نگهبان و سایر فرشتگان در سلسله مراتب فرشتگان زمینی نظارت دارند را فرشتگان اعظم یا مقرب می گویند.شما می توانید در هنگامی که به کمک فوری و قدرتمند نیاز دارید، این فرشتگان را صدا بزنید.به دلیل ماهیت غیرمادی فرشتگان، آنها هیچ گونه محدودیت زمانی و مکانی ندارند.
فرشتگان مقرب یک اصطلاح برای بیان فرشتگانی است که درجه بالایی دارند (مقرب به معنای نزدیک است). این اصطلاح در ادیان ابراهیمی یافت میشود. میکائیل و جبرئیل در ادیان یهودیت و مسیحیت به عنوان فرشته مقرب ذکر میشوند. در بعضی منابع اسرافیل و یوریل نیز به عنوان فرشته مقرب ذکر شدهاند. همچنین در بعضی منابع یهودیت سمائیل به عنوان فرشته مقرب و در بعضی منابع (فراماسون) به عنوان شیطان ذکر شدهاست.
In the angelology of different religions, a hierarchy of angels is a ranking system of angels. Higher ranks have greater power or authority over lower ranks, and with different ranks having differences in appearance, such as varying numbers of wings or faces.There is no standard hierarchical organization in Islam that parallels the Christian division into different "choirs" or spheres, and the topic is not directly addressed in the Quran. However, it is clear that there is a set order or hierarchy that exists between angels, defined by the assigned jobs and various tasks to which angels are commanded by God. Some scholars suggest that Islamic angels can be grouped into fourteen categories, with some of the higher orders being considered archangels.
در کلیسای کاتولیک رم برای اسرافیل، میکائیل و جبرئیل روز ۲۹ سپتامبر روزه میگیرند (قبلاً ۲۴ مارس برای جبرئیل و ۲۴ اکتبر برای اسرافیل) فرشتههای مقرب عبارتند از:
میکائیل: فرشته محافظت رزق و روزی ، انرژیهای دون پایه و منفی را از اطراف شما میزداید و از شما در برابر شبکه منفی محافظت میکند (بلندقدباشمشیرنورانی بسیارپرقدرت وباجذبه الهی مرد با لباسهای سفید و پرتورنگ بنفش)
جبرئیل: فرشته پیام رسانی و مکاشفه ارتباطات و مثبت اندیشی، بسیار قدرتمند(مرد با لباس سفید وپرتو رنگ سفید)
اسرافیل یا رافائل: شفاوسلامتی (مرد بلند قد با پرتو رنگ سبز لجنی)
عزرائیل: صبروبردباری آموزش متافیزیک ( رنگ خاکستری روشن )
اسرانجائیل: فرشته عشق و روابط و دوست داشتن (رنگ صورتی تاسرخابی روشن باپرتو نور قرمز تا بنفش روشن ) دختری زیبا و خوش بر و روی که به شکل انسان ظاهر شده
ساندالفون: مرد با لباسهای خاص وخلاقانه یاری به هنرمندان. موسیقیدانان و انسانهای خلاق. رنگ بین آبی وسبز (فیروزه ای)
زادکیل: فرشته مرد آبی تیره (سرمه ای) ابرفرشته بهبود و ارتقای ذهن وحافظهجرمیل: زن بالباس فاخر زنان قدیم، بنفش متمایل به قرمز تیره ابرفرشته بهبودعاطفه و روابط انسانی درمان عواطف انسانی
هانیل: چندین دخترخندان و پرانرژی باموهای آبی ولباس سفید (رنگ آبی متمایل به سفید) سلامت زنان وروشن بینی
راگویل: لیدر فرشتگان ایجاد و بهبود روابط -رنگ آبی آسمان یا آبی دریا (مرد)
ساموئل: مرد. به معنای سم. فرشته محافظ. نگهبان ارواح شیطانی فرمانروای بهشت پنجم با بیش از ۲ میلیون سرباز و نگهبان که به اوخدمت میکنند. به رنگ سفید وبنفش.شامیوئل: مرد با لباس سبز روشن ابرفرشته یافتن وجستجووفرشتهٔ آرامش رنگ سبز بسیارکمرنگ
متاترون: مرد هدیه الهی محافظ کودکان متاترون “Metatron”:ایشان با نور سبز با صورتی تیره دیده میشوند. او پیامبر انوخ بوده که پس از زندگی پارسا و مقدس خود در زمین، به فرشته تبدیل شدهاست. او مشکلات آموزشی و مسائل کودکان را برطرف میکند تا کودکانی بلورین و نیلی، (کودکان نابغه و روشن ضمیر) پرورش یابند. قبالا میگوید متاترون به موسی کمک کرد تا قوم یهود را از مصر به اسرائیل ببرد. در تلمود آمده که متاترون :در بهشت مراقب بچه هاست و همچنین از کودکان زمین مراقبت میکند
رازیل: عقدههای روحی وروانی رادرمان میکند و به ما رازهای درونی را میآموزد به رنگ رنگین کمان و زن میباشد فرشتههای به شکل کودک کروبیان هستند. در اسلام علاوه بر جبرئیل، میکائیل و اسرافیل، عزرائیل نیز فرشتهای مقرب محسوب میشود.روحالقدس را نیز که قرآن از آن بهطور خاص یاد کردهاست، برخی به عنوان ملکی والامقام جدای از جبرئیل برشمردهاند.
«نام تعداد اندکی از فرشتگان در روایات اسلامی ذکر شده است؛
مانند:
راحیل: «ثُمَّ أَمَرَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَلَکاً مِنْ مَلَائِکَةِ الْجَنَّةِ یُقَالُ لَهُ رَاحِیلُ وَ لَیْسَ فِی الْمَلَائِکَةِ أَبْلَغُ مِنْهُ فَخَطَبَ بِخُطْبَةٍ لَمْ یَخْطُبْ بِمِثْلِهَا أَهْلُ السَّمَاءِ وَ لَا أَهْلُ الْأَرْض»؛سپس خداوند تبارک و تعالی به فرشتهای از فرشتگان بهشت به نام «راحیل» که در بلاغت هیچیک از ملائکه به پای او نمیرسند، دستور داد تا خطبه(عقد حضرت علی و فاطمه) را بخواند. او نیز خطبهای خواند که اهل آسمان و زمین چنین خطبهای نخوانده بودند.
دردائیل: «قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) یَقُولُ إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَلَکاً یُقَالُ لَهُ دَرْدَائِیلُ کَانَ لَهُ سِتَّةَ عَشَرَ أَلْفَ جَنَاحٍ مَا بَیْنَ الْجَنَاحِ إِلَی الْجَنَاحِ هَوَاءٌ وَ الْهَوَاءُ کَمَا بَیْنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْض...»؛ابن عباس میگوید شنیدم که رسول خدا(ص) میفرمود خدای تعالی را فرشتهای است که «دردائیل» نام دارد. او را شانزده هزار بال است و ما بین هر دو بالش هوایی است که آن هوا به اندازه آسمان تا زمین است.
اسماعیل: «وَ رَوَیْنَا مِنَ الْکِتَابِ الْمَذْکُورِ بِإِسْنَادِهِ إِلَی الصَّادِقِ (ع) أَنَّهُ قَالَ (ع) إِنَّ لِلَّهِ مَلَکاً یُقَالُ لَهُ إِسْمَاعِیلُ سَاکِنٌ فِی السَّمَاءِ الدُّنْیَا إِذَا قَالَ الْعَبْدُ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ سَبْعَ مَرَّاتٍ قَالَ لَهُ إِسْمَاعِیلُ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ صَوْتَکَ فَاسْأَلْ حَاجَتَک»؛همانا برای خداوند فرشتهای است که به او «اسماعیل» میگویند. او در آسمان دنیا ساکن است. هر گاه بنده هفت بار بگوید یا ارحم الراحمین، اسماعیل به او میگوید خداوند که ارحم الراحمین است صدایت را شنید، حاجت خویش را از او بخواه.
حیوان: «إِذَا سَکَنَتِ النُّطْفَةُ فِی الرَّحِمِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ أَنْشَأَ فِیهِ الرُّوحُ بَعَثَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِلَیْهِ مَلَکاً یُقَالُ لَهُ حَیَوَان»؛هنگامی که نطفه در رحم چهار ماهه شد و روح در او دمیده شد، خداوند فرشتهای را به سویش میفرستد که «حیوان» نامیده میشود.
زاجر: «فَیَبْعَثُ اللَّهُ إِلَیْهِ مَلَکاً یُقَالُ لَهُ زَاجِرٌ فَیَزْجُرُه»؛هنگام خروج طفل از رحم خداوند فرشتهای را برای باز کردن رحم میفرستد که نامش «زاجر» است. این فرشته مأموریتش تسهیل در کار به دنیا آمدن نوزاد است.
رضوان: «إِنَّ مَلَکاً یُقَالُ لَهُ رِضْوَانُ یُنَادِی لَا سَیْفَ إِلَّا ذُو الْفَقَار»؛ملکی است به نام «رضوان» که ندا میدهد شمشیری نیست مگر ذوالفقار.
حزقائیل: «وَ إِنَّ لِلَّهِ مَلَکاً یُقَالُ لَهُ حِزْقَائِیلُ لَهُ ثَمَانِیَةَ عَشَرَ أَلْفَ جَنَاح»؛فرشتهای است به نام «حزقائیل» که 18 هزار بال دارد.
میخائیل: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَلَکاً یُقَالُ لَهُ مِیخَائِیلُ یَأْخُذُ الْبَرَاءَاتِ لِلْمُصَلِّینَ عِنْدَ کُلِّ صَلَوَات»؛رسول خدا(ص) میفرمود برای خدا ملکی است که نامش «میخائیل» است که برای نمازگزاران در هر نمازی رهایی از آتش را میگیرد.
سجل: «إِنَّ فِی الْهَوَاءِ مَلَکاً یُقَالُ لَهُ إِسْمَاعِیلُ ... یُحْصُونَ أَعْمَالَ الْعِبَادِ فَإِذَا کَانَ رَأْسُ السَّنَة بَعَثَ اللَّهُ إِلَیْهِمْ مَلَکاً یُقَالُ لَهُ السِّجِل»؛در آسمان ملکی است که نامش اسماعیل است..... اعمال بندگان را حفاظت میکنند وقتی سر سال شد، خداوند فرشتهای را به سویشان میفرستد که «سجل» نام دارد.
داعی: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی نَصَبَ فِی السَّمَاءِ السَّابِعَةِ مَلَکاً یُقَالُ لَهُ الدَّاعِی فَإِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَجَبٍ یُنَادِی نادی ذَلِکَ الْمَلَکُ کُلَّ لَیْلَةٍ مِنْهُ إِلَی الصَّبَاحِ طُوبَی لِلذَّاکِرِینَ طُوبَی لِلطَّائِعِینَ»؛خداوند در آسمان هفتم ملکی قرار داده به نام «داعی». هنگامی که ماه رجب داخل شد، این ملک هر شب تا صبح کارش این است که میگوید خوش به حال ذاکرین و اطاعت کنندگان.
ظهلیل: «وَکَّلَ اللَّهُ بِقَبْرِ النَّبِیِّ (ص) مَلَکاً یُقَالُ لَهُ ظِهْلِیل إِذَا صَلَّی عَلَیْهِ أَحَدُکُمْ وَ سَلَّمَ عَلَیْهِ قَالَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فُلَانٌ سَلَّمَ عَلَیْکَ وَ صَلَّی عَلَیْکَ قَالَ فَیَرُدُّ النَّبِیُّ ص بِالسَّلَام»؛خداوند فرشتهای را برای قبر پیامبر اسلام(ص) موکل قرار داد که «ظهلیل» نام دارد. هرکسی که سلام و صلوات بر او بفرستد، این فرشته به پیامبر میگوید فلانی به شما سلام و درود فرستاد، پس پیامبر(ص) هم جواب سلامش را میدهد.
ایمان: «ملکا یقال له الإیمان»؛فرشتهای «ایمان» نام دارد.
زوقابیل: «فبعث اللّه ملکا یقال له زوقابیل»؛خداوند فرشتهای مبعوث کرد به نام «زوقابیل».مالک: «وَ نادَوْا یا مالِکُ لِیَقْضِ عَلَیْنا رَبُّکَ قالَ إِنَّکُمْ ماکِثُونَ»؛فریاد برآورند که ای مالک، کاش پروردگار تو ما را بمیراند. میگوید نه، شما در اینجا ماندنی هستید.«...إِنَّ هَذَا مَالِکٌ خَازِنُ جَهَنَّمَ...»؛این (فرشته) مالک نگهبان جهنم است.
نکیر و منکر: «عَلِیُّ بْنُ النُّعْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَمَّا یَلْقَی صَاحِبُ الْقَبْرِ فَقَالَ إِنَّ مَلَکَیْنِ یُقَالُ لَهُمَا مُنْکَرٌ وَ نَکِیرٌ یَأْتِیَانِ صَاحِبَ الْقَبْرِ فَیَسْأَلَانِهِ عَنْ...»؛سلیمان بن خالد میگوید از امام صادق(ع) پرسیدم از کسی که با میت در قبر ملاقات میکند فرمود: دو فرشته هستند به نام نکیر و منکر که بر مرده وارد میشوند و از او میپرسند... .
رومان(منبه): «... فَصَلِّ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی الرَّوْحَانِیِّینَ مِنْ مَلَائِکَتِک ... وَ رُومَانَ فَتَّانِ الْقُبُورِ،...»؛پس درود فرست بر ایشان و بر روحانیین از فرشتگانت ... و رومان آزمایش کننده (اهل) قبرها. نام فرشتهای است که پیش از نکیر و منکر وارد قبر میشود و آدمی را میآزماید، اگر نیکوکار بود منکر و نکیر را آگاه میسازد که هنگام سؤال با او به نرمی رفتار نمایند و اگر بد کار بوده به آنان خبر میدهد.
هاروت و ماروت: «...وَ ما أُنْزِلَ عَلَی الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ...»؛و (نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت» و «ماروت»، نازل شد پیروی کردند. (آن دو، راه سحر کردن را، برای آشنایی با طرز ابطال آن، به مردم یاد میدادند.
آریل “Ariel” به معنای شیر ماده خدا: نور این فرشته صورتی کمرنگ است او در تأمین نیازهای مادی نظیر پول، سرپناه و اقلام مورد نیاز به ما کمک میکند. او همچنین در زمینه مسائل زیست محیطی، مراقبت از حیوانات و درمان آنها هم یاری می رساند. او با فرشته مقرب رافائل که حیوانات را درمان کرده و به آنها کمک میکند، همکاری دارد و از گروه فرشتگان “تاجداران” است. از نظر تاریخی او با پادشاه سلیمان در ارتباط است و نیز با گنوسی ها که اعتقاد داشتند آریل، بر بادها فرمان میراند.
عزرائیل “Azrael” به معنای کسی که خدا به او کمک میکند: نور او به رنگ بژ (قهوه ای مایل به خاکستری) است او روح افراد فوت شده را به بهشت باز میگرداند و به ماتم زدگان کمک میکند و به کسانی که به سوگواران تسلی میدهند، کمک میکند. در یهودیت و اسلام، او را فرشته مرگ می نامند. او با فرشته مقرب رافائل و پادشاه سلیمان در ارتباط است.
شموئل “Chamuel” به معنای کسی که خدا را می بیند: شموئل معمولا با نور سبز کمرنگ دیده می شود او نگرانی را برطرف میکند و صلح فردی و جهانی ایجاد میکند؛ در یافتن اشیاء، موقعیت ها و مردم یاری میرساند.
جبرئیل “Gabriel” به معنای پیامبر خدا: نور این موجود عزیز زرد تیره است این فرشته به پیام آوران نظیر نویسندگان، معلمان، خبرنگاران و غیره کمک میکند. همچنین در بزرگ کردن فرزند، باردار شدن و پذیرش سرپرستی فرزند یاری میرساند.
هانیل “Haniel” به معنای شکوه خدا: نور ایشان معمولا به رنگ آبی خیلی کمرنگ مایل به سفید است او در هنگام عادات ماهانه و نیز در زمینه روشن ضمیری و نهان بینی کمک میکند. او با سیاره ماه و ونوس مرتبط است.
جرمیل “Jeremiel” به معنای رحمت خدا: نور این موجود لطیف بنفش مایل به سرخ است او با احساسات و عشق و عواطف در ارتباط است. او کمک میکند که بر زندگی مان مرور و بازنگری داشته باشیم تا بتوانیم ببخشیم و برای تغییرات مثبت، طرحی بریزیم.
جوفیل “Jofiel” به معنای زیبایی خدا: جوفیل با نور صورتی (بنفش روشن) دیده می شود او شرایط منفی و پر آشوب را برطرف میکند و به افکار، خانه، دفتر و دیگر محیط ها زیبایی و نظم میدهد و انرژی منفی آن ها را از بین می برد. او را حامی هنرمندان می دانند و تورات او را برپا دارنده قانون الهی میداند.
متاترون “Metatron”: ایشان با نور سبز با صورتی تیره دیده می شوند.او پیامبر نوح بوده که پس از زندگی پارسا و مقدس خود در زمین، به فرشته تبدیل شده است. او مشکلات آموزشی و مسائل کودکان را برطرف میکند تا کودکانی بلورین و نیلی، (کودکان نابغه و روشن ضمیر) پرورش یابند. قبالا میگوید متاترون به موسی کمک کرد تا قوم یهود را از مصر به اسرائیل ببرد. در تلمود آمده که متاترون در بهشت مراقب بچه هاست و همچنین از کودکان زمین مراقبت میکند.
میخائیل “Michael” به معنای کسی که شبیه خداست: نور این فرشته بنفش روشن(آبی کبالتی) است او ترس و شک ما را برطرف میکند، از ما حفاظت میکند و منفی ها را از بین می برد. او قویترین فرشته مقرب است و در انجیل، کتاب مقدس مسیحیان و دیگر کتب مقدس یهودی و اسلامی، کارهای قهرمانانه و حفاظتی به او نسبت داده میشود. او قدیس حامی مأموران پلیس است، زیرا او از هر کسی که او را فرا بخواند حفاظت کرده و به آن فرد دلیری و رشادت می بخشد. او به گروه فرشتگان “پرهیزگاران” تعلق دارد.
راگوئل “Raguel” به معنای دوست خدا: سبز متمایل به آبی رنگی است که متعلق به راگوئل است او در همه روابط هماهنگی ایجاد میکند و به برطرف شدن سوء تفاهم ها کمک میکند. کتاب نوح میگوید که او بر همه فرشتگان نظارت دارد تا ارتباط بین آنها هماهنگ باشد. می گویند که او به پیامبر نوح کمک کرده تا عروج یابد و به فرشته مقرب، متاترون تبدیل شود.
رافائل “Raphael” به معنای کسی که درمان میکند: سبز زمردین روشن مخصوص رافائل شفا بخش است .او دردها را درمان میکند و راهنمای درمانگران و کسانی است که میخواهند درمانگر شوند. او را قدیس حامی مسافران میدانند اما کار اصلی او درمان و کمک به کسانی است که درمان میکنند.
رازیل “Raziel” به معنای رازهای خدا: رازیل فرشته ی رنگین کمانی است. او مسدودیت های فیزیکی و معنوی را از بین می برد و در زمینه تعبیر خواب و یادآوری خاطرات گذشته به ما کمک میکند. دانش قدیمی یهودی می گوید که او آنقدر نزدیک بارگاه الهی است که همه رازهای کیهان را می شنود و همه را در کتابی به نام “کتاب فرشته رازیل” نوشته است.
سندالفون ”Sandalphone”: فیروزه ای رنگ سندالفون است .او پیامبر ایلیا بوده که به فرشته مقرب تبدیل شده. او اهداف مختلفی را دنبال میکند مثل کمک به مردم برای رهایی از تمایلات خشمگینانه و رساندن دعاهای ما به خالق. بعلاوه او به موسیقیدان ها کمک میکند، بویژه کسانی که از موسیقی برای اهداف درمانی استفاده میکنند. چون او یکی از کسانی است که به فرشته مقرب تبدیل شده، او را برادر دوقلوی متاترون میدانند. دانش عبری کهن از هیبت عظیم او می گوید و موسی او را فرشته بلند می نامد.
اوریئل “Uriel” به معنای خدا نور است: زرد کمرنگ مربوط به اورئیل عزیز نور خداست. او فرشته خرد و فلسفه است که ذهن ما را با بینش ها و ایده های جدید روشن میکند. در کتب مقدس یهودی، کارهای مختلفی به او نسبت داده میشود. او فرشته نور است! به گروه سرافین تعلق دارد که از میان ۹ گروه فرشتگان، از همه به خدا نزدیکتر است. میگویند او از وقوع سیل به نوح خبر داده و او را یکی از ۴ فرشته اصلی میدانند که عبارتند از میخائیل، جبرئیل و رافائل.
زادکیل “Zadkiel” به معنای درستکاری خدا: آبی تیره نور این فرشته است .او در زمینه مشکلات حافظه و دیگر عملکردهای ذهنی کمک میکند. بسیاری از دانشمندان بر این باورند که زادکیل از کشته شدن فرزند ابراهیم به دست او جلوگیری کرد. قبلا زادکیل را همکار میخائیل میداند که در حفاظت در مقابل انرژی های منفی و پایین تر و رهایی از آنها کمک میکند.
فرشتگان به گروه خاصی از مردم تعلق ندارند، یعنی لزومی ندارد جزء گروه خاصی باشید تا بتوانید از آنها کمک بخواهید. از آنجا که این فرشتگان موجودات غیر فیزیکی و بی مکان و بی زمان هستند، میتوانند همزمان به هر کسی که از آنها کمک بخواهد، کمک کنند. آنها به خواست های شما پاسخ میدهند، چه به صورت کلام باشند، چه به صورت نوشته یا فکر. حتی میتوانید از آنها بخواهید که همیشه در کنار شما باشند و آنها خیلی خوشحال میشوند که چنین کنند.
امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ به گلایه شخصی که از بیماری خود مینالید، دعایی داد که جبرئیل وقتى حسن و حسین بیمار بودند به پیامبر آموخت.
بیشک دعا یکی از ابزارهای معنوی جهت گرهگشایی از چالشهای فردی و اجتماعی است؛ چه آن کس که طالب رشد و پیشرفت در معنویت است و چه آن کس که در صدد رفع سایر احتیاجات خود است، نیازمند دعاست؛
چرا که دعا و نیایش از بهترین ابزارهای ارتباط روحی انسان با خداوند متعال است.
این عمل به قدری اهمیت دارد که خداوند در آیاتی از قرآن به صورت مستقیم و غیر مستقیم انسانها را دعوت به انجام آن کرده است؛
به عنوان نمونه در بخشی از آیه60 سوره غافر میفرماید:
«وَ قَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ؛ پروردگار شما میگوید بخوانید مرا تا برای شما استجابت کنم.»
Healing /ˈhiːlɪŋ/
the process of becoming well again, especially after a cut or other injury, or of making someone well again.
the process of making or becoming sound or healthy again.
This herb has been used in healing for centuries.
The mind, body, and soul connection
Mind. Your mind is your thinking mind (both conscious and unconscious) that is responsible for your beliefs, thoughts, and actions.
Body. Your body is the physical aspect of yourself that carries you through life and allows you to experience the world through your five senses.
Soul. Your soul or spirit is that intangible part of you that you might refer to as your essence. If you belong to a particular faith, it may be easy for you to connect with the concept of your soul. If you are secular, you might find it outside of religions in actions such as spending time with yourself in nature, doing yoga, or meditating.
Medicine is traditionally considered a healing profession, but it has neither an operational definition of healing nor an explanation of its mechanisms beyond the physiological processes related to curing. The objective of this study was to determine a definition of healing that operationalizes its mechanisms and thereby identifies those repeatable actions that reliably assist physicians to promote holistic healing.
The Qur'an says virtually nothing about medicine in the ordinary sense of healing physical illnesses. Later Muslim writers recognized that one's spiritual condition was directly related to physical health, and they emphasized the physical benefits of spiritual well-being.
Jesus Christ Has the Power to Heal.Some describe both the healer and healee transforming in a positive direction. Healing involves repair and recovery in multiple dimensions—mind, body, and spirit. We are all broken in some way and in need of healing. The healing process engages the individual's innate ability to repair damage and recover function.
One of the most effective ways to heal your soul is to try to heal others !
The four phases of healing are:
hemostasis
inflammation
proliferation
remodeling
The operational definition that emerged from the concept analysis: Healing is a holistic, transformative process of repair and recovery in mind, body, and spirit resulting in positive change, finding meaning, and movement toward self-realization of wholeness, regardless of the presence or absence of disease.
Many people are familiar with the five stages of grief—denial, anger, bargaining, depression and acceptance—presented in psychiatrist Elisabeth Kübler-Ross's 1969 book, On Death and Dying.
"Healing means to be or make whole. To put together the broken or damaged bits so that the one can feel good again and be more resilient in the future. Healing often is painful as a process but results in learning more about myself and what I need to be well in myself."
Most people feel happier when they love and let themselves be loved.
Identifying unhelpful thoughts is critical to getting control of one's own mind and reducing emotional distress.
Deciding that making meaning is more important than one's mood on any particular day can lead to emotional healing.
یکی از آثار دعا، دفع بلا و آفات است. امام صادق(ع) در روایتی فرمود «کسی که از خوف نزول یک بلا پیشدستی کند و دعا کند، خداوند هرگز او را به آن بلا گرفتار نخواهد کرد؛ مَن تَخَوَّفَ بَلاءً یصیبُهُ فَتَقدَّم فیهِ بِالدُّعاءِ لَم یرِهِ اللهُ ذلِکَ البَلاءَ اَبداً.» (وسائلالشیعه، ج ٤، ص ١� ٩٦) یا امیرالمؤمنین علیهالسلام در دیگر روایت فرمود: «امواج بلاها را قبل از ورود بلا با دعا دفع کنید؛ ادْفَعُوا أَمْوَاجَ الْبَلَاءِ عَنْکُمْ بِالدُّعَاءِ قَبْلَ وُرُودِ الْبَلَاء» (الخصال، ج2، ص621) خود پیامبر و اهلبیت وحی بسیار بر دعا در دفع بلا و اجابت حوایج بهره میگرفتند.
به عنوان نمونه سید ابن طاووس در کتاب «مهج»، از ابن عباس روایت کرده: نزد امیر مؤمنان نشسته بودم، شخصى رنگ پریده آمد، و گفت: اى امیر مؤمنان، من همیشه بیمارم، و دردهاى بسیارى دارم، به من دعایى بیاموز، که با آن بر بیماری هایم یارى جویم، فرمود: به تو دعایى مى آموزم، که جبرئیل وقتى حسن و حسین بیمار بودند به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله آموخت، و آن دعا این است:
اِلهى کُلَّما اَنْعَمْتَ عَلَىَّ نِعْمَةً قَلَّ لَکَ عِنْدَها شُکْرى وَ کُلَّمَا ابْتَلَیْتَنى بِبَلِیَّةٍ قَلَّ لَکَ عِنْدَها صَبْرى اى معبود من، هر زمان به من نعمت دادى سپاسگذارىام براى تو در کنار آن نعمت اندک بود و هر زمان مبتلاى به بلایم کردی، صبرم براى تو نزد آن اندک بود.
فیا مَنْ قَلَّ شُکْرى عِنْدَ نِعَمِهِ فَلَمْ یَحْرِمْنى وَ یا مَنْ قَلَّ صَبْرى عِنْدَ بَلاَّئِهِ فَلَمْ یَخْذُلنى اى که شکرم کنار نعمتهایش کم بود، اما از نعمت محرومم نکرد، و اى که صبرم نزد بلایش اندک بود، اما مرا وا نگذاشت،
وَ یا مَنْ رَانى عَلَى الْمَعاصى فَلَمْ یَفْضَحْنى وَ یا مَنْ رَانى عَلَى الْخَطایا فَلَمْ یُعاقِبْنى عَلَیْها و اى که مرا بر گناهان دید، اما رسوایم نکرد و اى که مرا بر خطاها دید، اما بر آنها عذابم نکرد.
صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْ لى ذَنْبى وَ اشْفِنى مِنْ مَرَضى اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیْئٍ قَدیرٌ بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و گناهم را بیامرز، و از بیمارىام شفا بده، به درستى که تو بر هرچیز توانایى. (مهج الدعوات و منهج العبادات، ص8)
دعا برای شفای بیماران
هنگامی که شخصی بیمار می شود، حتماً باید به پزشک مراجعه کند و وضعیت سلامت خویش را جویا شود ولی نباید فراموش کنیم که دعا و راز و نیاز با خداوند مهربان در بهبود روند بیماری و شفای زودهنگام، بسیار نتیجه بخش خواهد بود. در این مطلب قصد معرفی چند دعا برای شفای مریض را داریم.
دعا برای شفای مریض
هر که بیمار باشد و این دعا را در آن بیماری چهل مرتبه بخواند، به امید خدا شفا پیدا کند.
در زبده الدعوات روایت نموده است که حضرت محمد صلی الله علیه و آله به خانه حضرت فاطمه سلام الله علیها آمد. امام حسن را مریض یافت و این منظره بر آن حضرت خيلي گران آمد. جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمد تعلیم کنم تو را دعایی که با آن فرزندت از بیماری خلاص گردد، پس خواند:
اللهم لا اله الا انت العلی العظیم ذو السلطان القدیم و المن العظیم و الوجه الکریم
لا اله الا انت العلی العظیم ولی الکلمات التامات و الدعوات المستجابات خل ما اصبح.
پس حضرت این دعا را خواند و دست خویش را بر پیشانی امام حسن علیه السلام گذاشت و شفا یافت.
دعایی که در موقع بیماری باید خوانده شود
این دعا برای شفای مریض یا بیمار است بخوانید ان شاء الله شفا یابد:
در جواهر القرآن آمده است هر که مریض باشد و این دعا را در آن بیماری چهل مرتبه بخواند، به امید خدا شفا پیدا کند.
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من ظالمین
درصورتی که در آن بیماری بمیرد ثواب شهدا را دریابد و چنانچه صحت یابد معاصی او آمرزیده گردد.
سوره هایی برای شفای مریض
- سوره حشر برای شفای بیمار
هر زمان این سوره قرآن کریم را با اخلاص بر بیمار بخوانند انشاءالله شفابخش است. در روایتی از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم آمده است:موقع قرائت سه آیه آخر سوره حشر، دست را بر سر قرار دهید و آیات را قرائت نمایید که این دستور جبرییل است از جانب خداوند. و این عمل شفای همه بیماری هاست به جز مرگ.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: خواندن هفت مرتبه سوره حمد، شفای تمام امراض است و نیز صد مرتبه خواندن آن برای صاحبش تعویذی هست و درصورتی که روح از بدن جدا شود، خداوند آن را به بدن بر می گرداند.
- سورهانعامو نحل برای سلامتی بیمار
امام باقر علیه السلام فرمود: درصورتی که دچار بیماری شدی و بر جان خود ترسیدی پس سوره انعام را بخوان چراکه نمی گذارد از آن بیماری چیزی ناپسندی به تو برسد.و نیز ایشان فرمود: کسی که سوره نحل را در هر ماه بخواند، دربرابر بدهکاری او را کفایت می کند و هفتاد نوع بلا را از وی دور می نماید که کوچک ترین آنها دیوانگی، بیماری جذام و پیسی می باشد.
آیه ای مجرب جهت شفای مریض
قرائت این آیه برای شفای بیمار سفارش شده است و آن آیات به شرح زیر است:
حقیقت توبه، بازگشت از گناه و روی آوردن به خداوند است. با توجّه به این که انسان همیشه در معرض لغزش ها و معصیت قرار دارد؛ باید پیوسته از خدا توفیق ترک گناهان و بازگشت به او را طلب کند، و با آب توبه، زنگارهای دل را شستشو دهد. البته توبه واقعی، با پشیمانی حقیقی، عزم بر ترک آن گناه، جبران آنچه را ترک کرده، و ادای حقوق خدا و خلق محقّق می شود؛ ولی به یقین دست عنایت الهی و امدادهای ویژه پروردگار، در این مسیر نقش مؤثری دارد، و البته امداد و عنایتش شامل حال آنها که صداقت در توبه دارند، می شود.
ائمّه اطهار (علیهم السلام) با آن که پیراسته از هر گناهی بوده اند، ولی با توجّه به عظمت پروردگار و نگاه به جلال و جبروت حق تعالی، خود را در پیشگاه ذات ربوبی، مقصّر می دیدند و معتقد بودند، نمی توانند آن گونه که شایسته خداوندی است، اطاعت و بندگی او را بجا آورند، و لذا از درگاه خدای مهربان عذرخواهی می کردند و استغفار و توبه می نمودند. علاوه بر آن که، این گونه دعاها و طلب توبه و استغفار از سوی آن بزرگواران برای مردم جنبه سرمشق و آموزشی دارد؛ و راه بازگشت به خداوند و توبه و انابه به درگاه او را، به ما می آموزد، و عظمت گناه و سنگینی نافرمانی حق را به درستی برای ما مجسّم می سازد. باشد که ما – انسانهای گناهکار – به خود آییم و هر چه بیشتر در مسیر تهذیب نفس و پاکی روح و جان بکوشیم و اگر به گناهی آلوده شده ایم، هر چه سریع تر توبه نموده و
Tips for Teaching Repentance
آن را جبران نماییم.
استغفار به معناى شستشو است و توبه به معناى كسب كمالات است، مانند شخص آلوده كه باید اول لباس چركین را از تن بیرون بیاورد و خود را شستشو بدهد وبعد لباس پاکیزه به تند کند.
استغفار از ماده غَفَرَ و در لغت و به معنای طلب مغفرت است و در اصطلاح به معنی درخواست زبانی وعملی آمرزش است.
تفاوت استغفار و توبه :
گروهى معتقدند كه فرقى میان استغفار و توبه نیست. براى آنكه استغفار و توبه یكى است و توبه تاكید استغفار است.
ولى گروهى دیگر، میان آن دو فرق گذاشته اند، به آن جهت كه استغفار مقدم بر توبه است و تقدم استغفار بر توبه به این معناست كه انسان باید خود را از گناهان پاک کند وپس از آن خود را به اوصاف الهى آراسته کند.
دلیلی بر تفاوت استغفار وتوبه :
استغفار، آمرزش خواهی از گناهان برای پاک کردن روح از آلودگیها و نابودی عقاید و اعمالی مانند شرک و معصیت است و توبه اقدام برای زینت دادن روح به صفات پسندیده، مانند توحید و ایمان و فرمانهای الهی است ، در نتیجه استغفار به معنای طلب آمرزش؛ و توبه به معنای بازگشت به خدا در مقام عمل است.
توبه تنها از شخص تائب (توبه کننده) صورت مىگیرد و نیابت بردار نیست ،
What is Repentance?
Mirriam Webster defines repentance:
to turn from sin and dedicate oneself to the amendment of one’s life, to feel regret or contrition
The five steps to repentance:
acknowledging the sin
confessing the sin
asking forgiveness
turning away from the sin
restoring the wrong done
Repentance is the activity of reviewing one's actions and feeling contrition or regret for past wrongs, which is accompanied by commitment to and actual actions that show and prove a change for the better.
The first is responsibility: We must recognize that we have done wrong.
The second is regret: We must have true remorse for doing wrong and for the pain and problems we've caused.
The third is resolve: We must be committed never to repeat the act regardless of the temptations or situation.
The fourth and probably the most difficult isto repair the damage we've done, or at least do what we can to apologize directly to the injured party.Teaching them to repent
Repentanceis the activity of reviewing one's actions and feeling contrition or regret for past wrongs, which is accompanied by commitment to and actual actions that show and prove a change for the better. In Judaism and Christianity it is often defined as an action, turning away from self-serving activities and turning to God, to walk in his ways.
In modern times, it is generally seen as involving a commitment to personal change and the resolve to live a more responsible and humane life. In other words, being sorry for one's misdeeds. It can also involve sorrow over a specific sin or series of sins that an individual feels guilt over, or conviction that he or she has committed. The practice of repentance plays an important role in the soteriological doctrines of Judaism, Christianity, and Islam. Analogous practices have been found in other world religions as well. In religious contexts, it often involves an act of confession to God or to a spiritual elder (such as a monk or priest). This confession might include an admission of guilt, a promise or intent not to repeat the offense, an attempt to make restitution for the wrong, or in some way reverse the harmful effects of the wrong where possible.
What are the 5 R's of repentance?
I have taught this doctrine many times." I paused for a moment to think about it, and the more I thought about it, the more uncertain I was of my answer. The standard five R's of repentance (some commonly taught "R's" of repentance are recognition, remorse, restitution, reformation, resolution, etc.)
اما استغفار (طلب آمرزش) از طرف شخصی دیگربه نحوه نیابت نیز ممکن است، همانطور که یعقوب براى فرزندانش استغفار کرد و یا فرشتگان براى مۆمنان ، و پیامبر و اولیاى الهى براى پیروان خود طلب مغفرت و بخشش مىکنند.
استغفار نوعى دعا است، چنان که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: استغفار جامع ترین دعاها است
در حالى که توبه، از مقوله دعا به شمار نمى رود.استغفار یک عمل مستحبى محسوب مىشود، اما توبه واجب و فریضه است و شرط آن ندامت و پشیمانی ازاعمال ناپسند گذشته و عزم بر این کههرگزآنها را تکرار نکند.
ذکر «لا حول ولا قوة الا بالله» نوزده حرف دارد که در هر حرفش یک اثر برای ما وجود دارد، وقتی این ذکر را بگوییم، خداوند با نظر رحمت به ما مینگرد و وقتی اینگونه شد هر خیری از دنیا و آخرت را به ما میرساند.
لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلابِالله
Transliteration:la hawla wala quwwata illa billah English Translation: There is no might nor power except with Allah.
There is no power and no strength except with Allah.
هر کلمه از کلمات ما معنایی دارد، میوهها هر یک خاصیتی دارند، آیات قرآن نیز اینگونه هستند، دعاها از جمله «لا اله الا الله»، «الحمدالله»، «سبحانالله»، «اللهاکبر»، هر یک از این اذکار تأثیر خاص خود را دارند، قرآن کریم و ائمه اطهار(ع) حرز و دعایی را برای رفع مشکلات، گرفتاریها، امراض، فقر و دفع دشمن، توصیه کردهاند.ما معمولاً وقتی عصبانی میشویم یا اگر کسی مصیبتی دید این ذکر را میگوییم در حالیکه روایات متعددی از ائمه اطهار(ع) وارد شده که این ذکر آثار فراوانی در زندگی ما دارد.
ذکر «لا حول ولا قوه الا بالله» ۱۹ حرف دارد که در هر حرفش یک اثری برای ما موجود است و نباید این ذکر را فراموش کنیم چراکه سفارش بسیاری در خصوص آن شده و حضرت رسول(ص) فرمودهاند: زیاد بگویید «لا حول ولا قوه الا بالله» که بهشت را برای شما تضمین میکند. وقتی ذکر «لا حول ولا قوه الا بالله» بگوییم خداوند با نظر رحمت به ما مینگرد و وقتی اینگونه شد هر خیری از دنیا و آخرت را به ما میرساند. در روایتی از ابنعباس هست که حضرت رسول(ص) فرمودند: «لا حول ولا قوه الا بالله» و ابن عباس از ثواب این ذکر از پیامبر اکرم(ص) سؤال کرد، که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: اگر تمام قدرتمندان عالم جمع میشدند نمیتوانند عرش الهی را تکان دهند اما چهار ملک به واسطه این ذکر توانستند عرش الهی را جابهجا کنند.همچنین؛ حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: این ذکر از حَمَله عرش الهی است. کسیکه یک مرتبه بگوید «لا حول ولا قوه الا بالله» خداوند گناهان صد سالهاش را میآمرزد و برای هر حرفی از آن یکصد حسنه مینویسد و یکصد درجه به او میدهد. و در جایی دیگر میفرماید: وقتی بندهای بگوید «لا حول ولا قوه الا بالله» معنای آن این است که خدایا صاحب قدرتی در عالم وجود ندارد، تو صاحب قدرتی و همه کارها محول به توست و وقتی فردی این ذکر را بگوید سزاوار است که خداوند تمام حاجتهای او را روا کند.
در هر کاری که اندک مشکلی برایمان وجود دارد اگر ذکر «لا حول ولا قوه الا بالله» را بگوییم خداوند کمکمان میکند چراکه امام صادق(ع) میفرمایند: اگر بندهای این ذکر را بگوید حضرت حق به ملائکه میگوید این عبد تسلیم من شد حاجت او را بدهید و هر بلایی که میخواهد به ما برسد ملائکه الهی به واسطه این ذکر آن را از ما دفع میکنند.
از حضرت رسول اکرم(ص) روایت شده است که حضرت آدم(ع) به درگاه الهی شکایت کرد که پروردگارا من متأثر نمیشوم از فکرهایی که میکنم این که در بهشت بودم و مقاماتی داشتم، محزون و مغموم میشوم، جبرئیل نازل شد و گفت حضرت حق میفرماید برای رفع گرفتاری و حزن «لا حول ولا قوه الا بالله» بگو! اگر ما هم این ذکر را بگوییم ناراحتیهایمان رفع میشود. همچنین، حضرت رسول اکرم(ص) به حضرت امیرالمؤمنین(ع) سفارش کرد: یا علی! برای دفع هم و غم و غصه امت من ذکر «لا حول ولا قوه الا بالله» نافع است و امام صادق(ع) میفرمایند: وقتی غصه زیادی پیدا کردید اگر بگویید «لا حول ولا قوه الا بالله» غصه و بلا از شما دفع خواهد شد و اگر روزی پنج، ۱۰ یا ۱۰۰ مرتبه این ذکر را بگوییم به نفع ما است. از امام صادق(ع) روایت شده است، کسی که ذکر «لا حول ولا قوه الا بالله» بگوید خداوند گناهانش را میآمرزد همانند روزی که از مادر متولد شده و ۷۰ درِ فقر را نیز به روی او میبندد. همچنین بنا بر فرموده پیامبر اکرم(ص) شیاطین انسی و جنی نیز به واسطه ذکر «لا حول ولا قوه الا بالله» از ما دور میشوند.
روایات زیادی در رابطه با این ذکر و آثار و برکات آن وجود دارد. در روایاتی که از پیامبر اکرم(ص) به ما رسیده، از وی نقل شده است که فرمود: زمانیکه فرشتگان حامل عرش الهی میخواستند، عرش الهی را حمل کنند، ذکر «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» به آنها آموزش داده شد که باعث افزایش توانایی است. از امام صادق(ع) حدیثی وارد شده است که فرمود: کسیکه دعا میکند اگر در پایان دعا ذکر «ماشاءالله لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» را بگوید، خداوند زودتر حاجت او را روا میکند. سیدبن طاووس از امام رضا(ع) نقل کرد که فرمود: هرکس پس از نماز صبح ذکر «بسمالله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم»؛ را بگوید به اسم اعظم خداوند نزدیکتر میشود، نزدیکتر از فاصله سپیدی چشم به سیاهی چشم.
این ذکر شیطان را از انسان دور میسازد به سند معتبر از امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) نقل شده است که فرمودند: هر کس بعد از نماز صبح و مغرب پیشاز اینکه سخن بگوید، ۷۰ مرتبه ذکر «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» را بگوید؛ خداوند ۷۰ نوع بلا را از آن دور میکند که آسانترین آن رهایی از شر شیطان و سلاطین ظلم و جور است. در روایات به خواندن حداقل ۳ مرتبه و حداکثر ۱۰۰ مرتبه ذکر «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» در روز سفارش شده است. نقل شده است که در واقعه کربلا زمانیکه جنگ بر امام حسین(ع) تنگ شد و همه فرزندان و برادرانش به شهادت رسیدند امام حسین(ع) شروع به خواندن ذکر «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» کرد. در تاریخ نیز به این نکته اشاره شده است که سر بریده امام حسین(ع) در منازل مختلف ذکر «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» را میخواند، تأکید کرد: لذا این ذکر، جزء اذکار الهی و خدایی است که فقط بزرگان دین و ائمه معصومین(ع) جایگاه و منزلت آنرا شناختهاند و آنرا به مسلمانان آموزش دادهاند. ابوحمزه میگوید: وقتی امام صادق(ع) از خانه بیرون میرفت همیشه این ذکر را میگفت:
«بسم الله الرحمن الرحیم خرجت و علی الله توکلت و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم»، و میفرمود: این ذکر در کارگشایی کارها و امور بسیار مؤثر است. امام علی(ع) نیز به کمیل گفت: هرگاه نعمتی به تو رسید بگو «الحمدلله» و هرگاه کار تو با مشکل روبرو شد بگو «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» و هرگاه روزی تو کم شد یا به تأخیر افتاد استغفار کن و بگو «استغفرالله العلی العظیم». ذکر «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» به این معناست که همه قدرتها در دست خداوند است، او حلال مشکلات است و عامل برطرف شدن تمام مشکلات است.در کلام معصومین(ع) اثرات زیادی برای این ذکر آورده شدهاست بهطوریکه پیامبر اکرم(ص) در این رابطه میفرماید: ذکر «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم»، را زیاد بگویید که از گنجهای بهشت است. همچنین امام صادق(ع) در این رابطه میفرماید: هرکسی هزار بار بگوید «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم»، خدای تعالی زیارت خانه کعبه را نصیب او میگرداند و اگر مرگ او نزدیک باشد خداوند زمان آنرا به تأخیر میاندازد که آن فرد به زیارت خانه خداوند برود.
ذکرها باعث غفلتزدایی از قلب و جان انسان میشود ذکرهای زیادی از طریق وحی و معصومین(ع) به ما رسیده است که دارای اثرات زیادی است و در قالب اذکار معارف اسلامی به ما آموزش داده شدهاند، این اذکار الهی معرفت انسان را بیشتر کرده باعث غفلتزدایی از قلب و جان انسان میشود که اینها اهداف ذکر است. «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم»، یعنی نفی همه آنچه غیر خداست، ما با این ذکر به زبان بیان میکنیم که همه چیز در ید قدرت خداست و قلب به این نتیجه میرسد که هیچ چیز بدون اذن خداوند اتفاق نمیافتد. در حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند: بهواسطه خواندن ذکر «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم»، خداوند ۷۰ نوع بلا را دور میکند که کمترین آن خفه شدن است، پیامبر اکرم(ص) در این رابطه میفرماید: گفتن این ذکر باعث شفا یافتن از ۹۰ نوع در میشود که کمترین آن خلاصی از اندوه و غم است، که این یعنی برای رهایی از غم و اندوه باید این ذکر را زیاد بگوییم. وی ادامه داد: همچنین از امام رضا(ع) نقل شده است که فرمود: هرکس بعد از نماز صبح ۱۰۰ مرتبه ذکر «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» را بگوید؛ در مدار اسم اعظم قرار گرفته است.
در کتاب اصول کافی، جلد ۶ صفحه ۲۴۹ آمده است که اسماعیل بن عبدالخالق، میگوید: مردی از اصحاب پیامبر(ص) مدتی بود که به خدمت ایشان نرسیده بود، رسول خدا(ص) به او فرمود: چه چیزی باعث شد که دیر نزد ما بیایی؟ عرض کرد: بیماری و نداری. پیامبر(ص) فرمود: آیا به تو دعایی یاد بدهم که خدا بهوسیله آن بیماری و نداری را از تو رفع کند؟ عرض کرد: بله یا رسول الله. پیامبر(ص) فرمود:بگو «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم، توکلت على الحى الذى لا یموت و الحمدلله الذى لم یتخذ صاحبة و لا ولدا و لم یکن له شریک فى الملک و لم یکن له ولى من الذل و کبره تکبیرا»،
آن فرد ذکر را گفت و زمانی نگذشت که نزد پیامبر(ص) بازگشت و عرض کرد: یا رسول الله خداوند بیماری و نداری را از من رفع نمود. امام علی(ع) به کمیل گفت: ای کمیل هر روز ذکر خدا را بر زبان جاری ساز و بگو «بسمالله و لاحول و لاقوة إلّا بالله»؛ و بر خدا توکل نما و ما را یاد کن و نام ما را ببر و بر ما صلوات فرست.
devotion.blogfa.com
devotion means love, loyalty, or enthusiasm for a person or activity devotion == to be profoundly dedicated or earnestly attached devotion is religious worship or observance devotion /dɪˈvəʊʃ(ə)n/